نوشته‌ها

مدیریت به روش مرغ دریایی!

متاسفانه همه ما این وضعیت را تجربه کرده‌ایم:

مدیر سازمان خبردار می‌شود که کارکنان با یک مشکل بزرگ مواجه شده‌‌اند و تصمیم می‌گیرد شخصا وارد شده و مساله را حل کند. اما به جای تلاش برای درک مساله و همکاری با اعضای تیم برای رسیدن به یک راه‌حل اساسی، او فقط داد و قال می‌کند، براساس یکسری فرمول‌های مشخص، ده‌ها دستور صادر می‌کند سپس ناغافل موقعیت را ترک کرده و کارکنان را با کوهی از دردسرهای جدید به حال خودشان رها می‌کند (درست مثل یک مرغ دریایی که ناگهان فرود می‌آید، سر و صدای زیادی به پا می‌کند، محیط اطرافش را به هم می‌ریزد و می‌رود).

نام این رویکرد، «مدیریت به روش مرغ دریایی» است. مدیرانی که از این رویکرد پیروی می‌کنند، فقط زمانی با کارکنان خود تعامل می‌کنند که مشکلی پیش آمده باشد. حتی موقع وقوع مشکلات نیز، آنها به قدری شتابزده وارد ماجرا می‌شوند و می‌روند که وضعیت را از قبل دشوارتر و کارکنان را دچار سرخوردگی می‌کنند.

امروزه در محیط‌های کار، «مدیریت مرغ دریایی» یک پدیده‌ متداول و رو به گسترش است. این روزها پیشرفت تکنولوژی، قوانین دولتی در حوزه صنایع و گسترش تجارت جهانی، فضای رقابتی دنیای کسب‌وکار را به شدت تحت تاثیر قرار داده و در واکنش به این تحولات، سازمان‌ها به لحاظ ساختاری در حال مسطح شدن‌ هستند. به بیان ساده‌تر، شرکت‌ها بسیاری از لایه‌ها و سطوح مدیریتی خود را حذف و مدیران آن سطوح را اخراج می‌کنند. مدیرانی که باقی می‌مانند، هم مسوولیتشان بیشتر می‌شود و هم اختیاراتشان. آنها ناچارند کارکنان بیشتری را مدیریت کنند. اما چون دیگر مثل سابق زمان کافی ندارند و مجبور نیستند مثل قبل به کسی جواب پس بدهند، از اصلی‌‌ترین مسوولیت خود که همان مدیریت افراد است به کلی غافل می‌شوند.مدیریت به سبک مرغ دریایی از دیرباز در سازمان‌ها رایج بوده است. در هر سازمانی همیشه یک یا چند «مدیر مرغ دریایی» وجود داشته؛ اما تغییرات اخیر در ساختار سازمان‌ها باعث شده است تا هر روز به تعداد این مدیران افزوده شود.

تشخیص یک مدیر مرغ دریایی، برای کارمندانی که مستقیما تحت تاثیر رفتارهای نادرست او هستند کار سختی نیست؛ اما اغلب این مدیران از تاثیرات منفی رفتار خود بر کارکنان اطلاع ندارند. این عدم آگاهی تنها به این مدیران محدود نمی‌شود. در اغلب سازمان‌ها، مدیران سطوح ارشد نیز نمی‌دانند که مدیریت به این سبک، بر سودآوری سازمان چه تاثیرات منفی و عمیقی می‌گذارد. معدود افرادی هم که اصلاح فرهنگ سازمان در حوزه‌ اختیارات قانونی آنهاست، برای ایجاد تغییر در فرهنگ سازمان آگاهی یا انگیزه کافی ندارند. دو حقیقت تلخی که هر روز در محل کار با آنها مواجه می‌شویم از این قرارند:

۱. احتمال ابتلا به بیماری‌های قلبی-عروقی در کارمندانی که مدیران آنها از رویکرد مرغ دریایی پیروی می‌کنند، ۳۰ درصد بیشتر است از کارمندانی که مدیران آنها گرایشی به این سبک ندارند.

۲. بیش از دو سوم کارمندان در شمال آمریکا به‌دلیل نارضایتی از کارفرما به دنبال تغییر شغل هستند و زیان مالی سالانه‌ای که کارفرمایان به‌دلیل رفتار نامناسب خود متحمل می‌شوند، رقمی بالغ بر ۳۶۰ میلیارد دلار است.

نتایج بعضی نظرسنجی‌ها به ما یادآوری می‌کند که پذیرش مسوولیت اصلا آسان نیست. تنها ۲۱ درصد از کارکنان گفته‌اند که دوست دارند جای مدیرانشان باشند.

اما سوال اصلی این نیست که شما جزو این مدیران هستید یا خیر. سوال اینجاست که در چه شرایطی شما تبدیل به یک مدیر مرغ دریایی می‌شوید؟ اگر امکان دسته‌بندی مدیران به مدیر «خوب» و مدیر «بد» وجود داشت، دنیا هم ساده‌تر بود و هم کمی ترسناک‌تر. اما حقیقت این است که دنیا در این حد سیاه و سفید نیست. نمی‌خواهم مدیران «مشکل‌ساز» را مورد انتقاد قرار بدهم، چون در حقیقت مشکل اصلی خود ما هستیم. درست است. تک تک ما، گاهی در بعضی موقعیت‌ها و هنگام برخورد با بعضی افراد به یک مدیر مرغ دریایی تبدیل می‌شویم. چالش اصلی اینجاست: در چه شرایطی «مرغ دریایی درون» ما به ما غلبه می‌کند؟ تنها با درک جواب این سوال می‌توانید در ارتفاعی بلندتر از یک مرغ دریایی پرواز کنید و تاثیرات منفی رفتار ناشایست خود را از بین ببرید.

«اسکات آدامز» شاید نخستین کسی باشد که چنین وضعیتی را تجربه کرده است. او که در کتاب‌های کامیک مشهور خود به نام «دیلبرت» (Dilbert)، سال‌ها فرهنگ مدیران را به سخره گرفته بود، سرانجام یک روز آستین‌هایش را بالا زد و تصمیم گرفت مدیریت رستورانی را که سال‌ها با فرد دیگری شریک بود، بر عهده بگیرد. تجربه او از دنیای واقعی مدیریت، درست مثل یک جنگ بود و غنیمتی که از آن هرج و مرج عایدش شد، غرور او را شکست و او صادقانه اعتراف کرد که در دنیای واقعی، او هم مثل سایر مدیران کاستی‌هایی دارد:

«تقریبا مطمئنم که تسلیم شده‌ام… در زمان مدیریتم، اغلب مواقع مثل مرغ دریایی ناگهان فرود می‌آمدم و همه‌ کارها را خراب می‌کردم.»

لقب مرغ دریایی تنها مختص افرادی نیست که کارمندان دیگری را در یک محیط رسمی مدیریت می‌کنند. شما چه مهندس باشید، یا یک مدیر فصلی یا یک کارمند مبتدی که تازه در آغاز راه است، باید بتوانید موقعیت‌هایی را شناسایی کنید که برای حل مشکلات از سبک مرغ دریایی پیروی می‌کنید. کلید اصلی غلبه بر مرغ دریایی درون، این است که چالش‌ها را زمانی بپذیرید که به اندازه‌ کافی بزرگ هستند که قابل مشاهده باشند، اما هنوز آنقدر کوچک‌اند که قابل حل باشند.

شاخصه‌های یک مدیر ممتاز

همکاری من با شرکت «تلنت اسمارت» (TalentSmart) باعث شد تا با طیف وسیعی از نکاتی آشنا شوم که رعایت آنها برای ارتقای عملکرد مدیران و افزایش رضایت کارکنان ضروری است. بر اساس کشفیات ما، مدیران ممتاز، همان کسانی که تیم خود را در بالاترین سطح عملکرد و رضایت رهبری می‌کنند، دارای سه ویژگی مشترک هستند. این سه شاخصه دقیقا در مقابل سه ویژگی اصلی مرغ‌های دریایی قرار می‌گیرند (فرود غیرمنتظره، داد و فریاد، خرابکاری):

۱. انتظارات شفاف. مدیرانی که انتظارات خود را به صورت شفاف مطرح می‌کند اطمینان دارند که کارکنان، درست تصمیم خواهند گرفت و درست عمل خواهند کرد. به این منظور یک مدیر ابتدا باید بداند که وظایف کارکنان چیست، عملکرد آنها در آینده چگونه ارزیابی خواهد شد و سپس باید برای رسیدن به اهداف تعیین شده با کارکنان به توافق برسد و از آنها تعهد بگیرد. اینکه به یک نفر بگویید از او چه انتظاراتی دارید کافی نیست. باید مطمئن شوید که او انتظارات شما را درک کرده و آنها را برآورده خواهد کرد.

۲. ارتباط مستمر. برای ایجاد ارتباط مستمر باید همواره اعمال و رفتار کارکنان را مشاهده کنید و بتوانید بی‌پرده با آنها درباره‌ کار صحبت کنید. آنها چه می‌کنند و چه می‌گویند؟ کارکنان برای موفقیت به منابع، راهنمایی و تشویق نیاز دارند بنابراین شما تنها از طریق تعامل با آنها می‌توانید منابع لازم را در اختیارشان قرار دهید و آنها را تشویق و راهنمایی کنید. ارتباط، زمانی موثر است که مستمر باشد و به زبانی صورت پذیرد که برای همگان قابل درک است.

۳. بازخوردهای قدرتمند. شما فقط زمانی می‌توانید بازخوردهای قدرتمند ارائه کنید که عملکرد تک تک کارمندان را کاملا زیر نظر داشته باشید و همزمان با ارائه بازخوردهای سازنده، از آنها به‌طور مستمر قدردانی کنید. ارائه بازخوردهای مفید، تیم شما را به سمت موفقیت‌های بیشتر سوق می‌دهد.

یک مدیر مرغ دریایی خودش بستری ایجاد می‌کند که گاهی لازم شود شخصا وارد عمل شده و اعضای تیم خود را از مخمصه نجات دهد، اما در تیمی که توسط یک مدیر ممتاز هدایت می‌شود، همه اعضا از همان ابتدا در مسیر درست قرار دارند، چرا که وظایف و انتظارات، از قبل به‌طور کاملا شفاف مشخص شده است. یک مدیر مرغ دریایی، به ندرت با کارکنان خود ارتباط برقرار می‌کند و در همان تعاملات کوتاه، فقط سر آنها فریاد می‌کشد، اما یک مدیر ممتاز به‌طور مستمر با کارکنان در ارتباط است. یک مدیر مرغ دریایی، برای مدیریت عملکرد کارکنان، فقط از آنها انتقاد می‌کند اما یک مدیر ممتاز همواره عملکرد کارکنان را زیر نظر داشته و تلاش می‌کند تا به کارکنان بازخوردهایی ارائه کند که برای آنها قابل هضم و پذیرش باشد.

طی سال‌ها همکاری‌ام با سازمان‌های کوچک و بزرگ دریافتم که میان بسیاری از کسب‌وکارهای موفق یک وجه اشتراک عجیب وجود دارد. این شرکت‌ها با اعتماد به نفس کامل پای خود را از استراتژی‌های موفقیت و مفاهیم سنتی دنیای کسب‌وکار فراتر می‌گذارند (قدرت برند، رهبری استراتژیک، نوآوری‌ فنی، خدمات مشتری و مفاهیمی از این قبیل) تا بتوانند در مردم که بزرگ‌ترین منابع درون هر سازمان هستند، نفوذ کنند. اما کمتر سازمانی به آن درجه از آگاهی رسیده تا تشخیص دهد که رگ‌های حیاتی فرهنگ یک سازمان، مدیران هستند و به همین علت، در بسیاری از سازمان‌ها کسی به مربیگری و برنامه‌های آموزشی اهمیت نمی‌دهد، درحالی‌که این برنامه‌ها کمک می‌کنند تا دانش و مهارت در این رگ‌ها جریان یابد، در کارکنان رضایت و انگیزه ایجاد شود و باعث می‌شود آنها شغل خود را از صمیم قلب دوست داشته باشند. ممکن است یک کارمند به یک شرکت بپیوندد، اما همیشه از مدیر خود فاصله داشته باشد. هیچ‌کس به اندازه‌ سرپرست یک کارمند نمی‌تواند بر روحیه و بهره‌وری او تاثیر داشته باشد. ماجرا به همین سادگی است. اجازه ندهید مرغ دریایی درونتان جلوی پیشرفت شما را بگیرد.

تاثیرات فناوری اطلاعات در چرخه عمر کسب‌وکار

در چند سال اخیر من به‌عنوان یک تحلیلگر صنعتی در کسب‌وکار نرم‌افزار کار کرده‌ام. تمرکز من در بخش کوچکی بود که به اصطلاح به آن نرم‌افزار مدیریت زنجیره تامین گفته می‌شد. (Supply Chain Management عبارت است از فرآیند برنامه‌ریزی، اجرا و کنترل عملیات مرتبط با زنجیره تامین در بهینه‌ترین حالت ممکن. مدیریت زنجیره تامین دربرگیرنده تمامی جابه‌جایی‌ها و ذخیره مواد اولیه، موجودی در حین کار و محصول تمام شده از نقطه شروع اولیه تا نقطه پایان مصرف می‌شود.) نرم‌افزار مدیریت زنجیره تامین توسط رهبران عملکردی در سازمان خریداری شده است. موفقیت نرم‌افزار می‌تواند موجب موفقیت شغلی یک رهبر سازمانی شود یا برعکس آن را با شکست مواجه سازد. با تابان خرد همراه باشید…

حالا که از عمر بازار بهینه‌سازی زنجیره تامین ۳۰ سال می‌گذرد. از زمانی که به این بازار توجه کردم، دیدگاه‌هایم را به اشتراک گذاشتم و به خریداران کمک کردم تا چرخه‌های سازمانی را هدایت کنند، فرازوفرودهای بسیاری وجود داشت. نرم‌افزار، ابزاری برای مورد تفکر و نوآوری است. شرکت‌های نرم‌افزاری موفق در حال بازاریابی و فروش «چشم‌انداز» و «امید» هستند. نرم‌افزار بسته‌ای برای فروش‌های بنگاه اقتصادی یک نیاز استراتژیک فروش است که دارای مجموعه‌ای از مهارت‌هاست. گرچه بسیاری از شرکت‌های نرم‌افزاری محصولات خود را وارد فضای بازاریابی می‌کنند، اما این امر موفقیت‌آمیز نبوده است. در مقابل، بازاریابی موفق محصول به خریداران کمک می‌کند تا با استفاده از این نرم‌افزار شاهد احتمالات جدید برای کسب‌وکارشان باشند. من این موضوع را به خرید لوازم آرایش تشبیه می‌کنم.

زمانی که من در یک فروشگاه جلوی پیشخوان مربوط به فروش لوازم آرایش می‌ایستم و قصد دارم خرید کنم در واقع به این امید خرید می‌کنم که زیباتر شوم. به‌طور مشابه یک شرکت موفق در زمینه نرم‌افزار، امید به منفعت کسب و کار و بهبود شغلی را به رهبر سازمانی می‌فروشد. من کارم را با مدیریت فرآیندتولید محصولات مصرفی شروع کردم و سپس، گذاری به‌کار در یک شرکت نرم‌افزاری داشتم. اینجا بود که دریافتم فرهنگ‌ها در سازمان‌ها به اندازه تفاوت روز و شب مختلف هستند و این گذار بسیار سختی برای من به عنوان یک فرد بود؛ گرچه می‌دانستم این گذار برای یک شرکت به مراتب دشوارتر است. در این مقاله تلاش کرده‌ام تا این دیدگاه‌ها را به اشتراک بگذارم.

چندی پیش با مرور خبرها، متوجه اخبار بسیاری از تلاش شرکت‌های سنتی برای پذیرش مدل‌های نرم‌افزاری شدم. اما دلیل این کار چیست؟

مرزهای بین مولکول‌ها و الکترون‌ها در حال محو شدن هستند. نرم‌افزار‌های ابری۱ بسیار جذابند. سود ناخالص در مدل‌های نرم‌افزاری بالاتر است. شرکت سیسکو سیستمز که یک شرکت آمریکایی تولیدکننده تجهیزات شبکه است و محصولات مربوط به شبکه و ارتباطات را طراحی می‌کند، در حال تغییر به یک مدل نرم‌افزاری است. شرکت مایکروسافت به‌عنوان غول نرم‌افزار کامپیوتری در جهان، ۹ میلیارد دلار به شرکت نوکیا تزریق کرد تا کسب‌وکار گوشی‌های هوشمند آن را احیا کند؛ اما شکست خورد. شرکت هانی‌ول (با تولید محصولات تجاری و مصرفی و خدمات فنی و مهندسی) در تلاش برای خرید نرم‌افزار JDA به قیمت ۳ میلیارد دلار است. جنرال الکتریک در پردیکس سرمایه‌گذاری‌ می‌کند. (Predix برنامه تحلیل داده‌های عظیم که در بخش‌های صنعتی استفاده می‌شود و به شرکت‌ها اجازه می‌دهد تا داده‌هایی را که بر پایه رایانش ابری هستند، تحلیل کنند و به این ترتیب زمان و هزینه‌های خود را مدیریت کنند).

در سال‌های زندگی من به عنوان یک تحلیلگر، هرگز ندیدم که یک شرکت تولیدی بتواند با موفقیت به یک شرکت نرم‌افزاری گذار داشته باشد و نه یک شرکت مشاوره به‌طور موثر و کارآ بتواند نرم‌افزار بسازد و ارسال کند. این موضوعی کاملا متفاوت است.

خودکارسازی ماشین به ماشین در حال محو کردن خطوط و فاصله‌هاست. نرم‌افزارهای ابری نوآوری را تحریک می‌کند. اکنون نرم‌افزار یک تکه جدایی‌ناپذیر از تولید محصولات سنتی در زنجیره عرضه صنعت اتومبیل و هوا فضا محسوب می‌شود. نرم‌افزار‌ها‌، مدل‌های جدید کسب‌وکار مانند itunes و Uber را ممکن ساخته است.

ما در آغاز راه زنجیره عرضه مستقل قرار داریم. اتومبیل‌ها در حال تبدیل شدن به یک روبات خودران هستند. در سال ۲۰۱۶، پیش‌بینی می‌شود که ۱۵۰ میلیون اتومبیل متصل به اینترنت در جهان در حال گردش خواهند بود و این مقدار در سال ۲۰۲۳ به ۸۰۰ میلیون خواهد رسید. پیش از جهش به دنیای نرم‌افزار به‌عنوان یک طرح استراتژیک، شرکت‌ها نیاز به بازبینی ۷ المان کسب‌وکارشان خواهند داشت.

۱٫ واژه محصول به چه معناست؟

در دنیای سنتی یک محصول ترکیبی از اتم‌ها و مولکول‌ها است. اما امروزه کل این پارادایم تغییر کرده است. فرآیند تبدیل بر مبنای خصوصیات و فرمول‌های طراحی بنا شده است. در دنیای نرم‌افزار، محصول بر مبنای کد، یک واسط کاربر (بخش ملموس یک ابزار که کاربر مستقیما با آن سر و کار دارد) و مکانیزم ارسال ساخته می‌شود. چرخه‌های توسعه بسیار متفاوت هستند. چرخه توسعه نرم‌افزار سه تا ۴ برابر سریع‌تر و به مراتب شدیدتر است.

۲٫ چه تاثیری بر توسعه محصول دارد؟

می‌توان یک تیم توسعه محصول نرم‌افزار را به «محله‌هنرمندان» تشبیه کرد. افراد مستعد در نرم‌افزار برنامه‌نویسی خواستار کار با سایر افراد مستعد هستند. فرهنگ نوآوری قوی‌تر و چشم‌انداز واضح‌تر منجر به موفقیت بزرگ‌تر برای شرکت خواهد شد. باید توجه داشت «محله هنرمندان» توسط تکنیک‌های سنتی مدیریت سرکوب نشود. توسعه‌دهندگان خواستار توسعه نگرش‌های جذاب برای حل مشکلات هستند که این امر می‌تواند از طریق توسعه چابک محقق شود. در توضیح توسعه چابک باید بگوییم که نگرشی برای تولید نرم‌افزار است که در آن نرم‌افزار/ محصول به‌صورت مرحله به مرحله و تکاملی تحویل مشتری داده می‌شود و همواره تلاش می‌شود تا رضایت طرف مقابل جلب شود.

همچنین توسعه‌دهندگان نرم‌افزار بسیار مستقل هستند. بهترین توسعه‌دهندگان در این زمینه، شرکت‌ها را به‌جای خدمت‌رسانی به یک شرکت شناخته شده برای گرفتن دستمزد، مکررا و با وفاداری بیشتر برای ایجاد کد منحصر به فرد هدایت خواهند کرد. مدیریت این تیم‌ها نیاز به درک عمیق‌تری از توسعه کدها و گذار از اندیشه‌پردازی در بازاریابی محصول به خصوصیات کدها در توسعه محصول دارد. ارائه این ایده‌ها در ویژگی‌های نرم‌افزاری، به مهارت‌های قوی و منحصر به فرد نیاز خواهد داشت.

۳٫ حفظ و سیر تکاملی محصول. دلالت‌های لازم چیست؟

زمانی که نرم‌افزار در محصولات سنتی به‌کار می‌رود تغییری در چرخه عمر رخ می‌دهد. کد نرم‌افزار یک چرخه عمر کوتاه دارد که اغلب حدود ۵ برابر سریع‌تر از چرخه زندگی محصولات فیزیکی تغییر می‌کند، بنابراین گرچه ممکن است چرخه عمر یک ماشین ۵ سال باشد، نرم‌افزار در این ماشین هر دو سال یک بار نیاز به بازنویسی و به‌روز شدن دارد. در این میان توجه به تغییر ضمانت‌نامه و برنامه‌های ارسال برای رسیدن به سطح رضایت مشتری بسیار مهم و ضروری است.

۴٫ برای یک مدل کسب‌وکار جدید چه چیزی ممکن است؟

شرکت‌های مبتنی بر محصول معمولا در پذیرش نرم‌افزار بسیار محتاط هستند. آنها اغلب نرم‌افزار را به عنوان ابزاری برای بهبود خط تولید موجود خواهند دید، اما در تعریف فرصت‌های جدید کسب‌وکار و مدل‌های عملیاتی موفق نخواهند بود.

بیایید نگاهی به سرویس OnStar بیندازیم. Onstar سرویس ارتباطی و امنیت خودروی جنرال موتورز است. توسعه OnStar می‌تواند کل فروش صنعت اتومبیل و تجربه ارسال را بازتعریف کند. با توسعه سرویس Onstar به رانندگان امکان خرید با تخفیف از فروشگاه‌های فروش محلی داده می‌شود و همین‌طور آنها می‌توانند از این طریق برای رزرو هتل نیز اقدام کنند، این سیستم در نظر دارد از زمانی بیش از ۵۰۰ میلیون ساعت در هفته که مردم آمریکا در خودروهای خود حضور دارند، بهره‌برداری داشته باشند. این سرویس شامل طیف گسترده‌ای از قابلیت‌ها نظیر تشخیص از راه دور، سرویس‌های اضطراری، تشخیص تصادف و پاسخگویی به آن می‌شود.

این سرویس، می‌تواند فراهم‌کننده اینترنت اشیا برای بازتعریف خدمات باشد و می‌تواند پلت‌فرم جدیدی برای ارسال خدمات داخل اتومبیل (مثلا سفارش غذا و دیگر خدمات) باشد.

۵٫ سرمایه‌گذاری در دانش تکنولوژیک.

تکنولوژی با سرعت بسیاری در حال تغییر است. برای همگام شدن با این سرعت، شرکت‌ها نیاز به سرمایه‌گذاری در کنسرسیوم صنعت۲ و آموزش مداوم برای تیم‌هایشان دارند. این امر نیاز به تاکید شدیدتری بر تعامل خارجی و آموزش نسبت به آن چیزی که در بودجه معمول است دارد. ساختارهای پایگاه داده ابری به ایجاد مدل‌های داده بسیاری کمک می‌کنند. استفاده از داده جاری و پایگاه‌های داده غیروابسته در حال بازتعریف تعاریف اولیه داده و ساختارهای موجود هستند. اگر شرکت‌ها نتوانند در جریان اطلاعات بمانند، قطعا دارای شرایط مناسب نخواهند بود.

۶٫ نیازمندی‌های یکپارچگی داده‌ها.

تکنیک یکپارچگی داده‌ها یکی از راه‌های حفظ یکپارچگی داده در پایگاه داده است. این تکنیک از صحت کیفیت داده‌ها اطمینان حاصل می‌کند و کمک می‌کند تا داده‌ها را بدون تغییر و به صورت منحصر به فرد حفظ کنید. از نظر تاریخی نرم‌افزار نیاز به داده‌های بسیار تمیز دارد. با تعریف یادگیری شناختی و شناسایی الگو، سیستم‌های داده کلیدی برای تبدیل شدن به اصلاح‌کننده خود بازتعریف می‌شوند. شرکت‌ها دیگر توسط محدودیت‌های گذشته محدود نمی‌شوند.

۷٫ نیروی سازمانی ایجاد کنید.

مدل نرم‌افزار نیاز به طراحی مجدد مدل کسب‌وکار دارد و با رهبری سازمان شروع می‌کند.

برای درک پیامدها، درس‌هایی از دو مورد کاربردی را با هم مرور می‌کنیم:

• گروه‌های تولیدی به سمت نرم‌افزار حرکت می‌کنند.

در گذشته گروه‌های تولیدی بزرگ (به معنای سازمان با فعالیت‌های تجاری متنوع که اغلب از ادغام چند شرکت تحت نام واحد به وجود می‌آید) در نرم‌افزار سرمایه‌گذاری کرده‌اند و متاسفانه شکست خورده‌اند. به عنوان مثال جنرال الکتریک در سرمایه‌گذاری‌ در GXS (و اکنون Open Text)، سرمایه‌گذاری‌های صنعت اتومبیل در Covisent و شرکت‌های محصولات خانگی در Transora این تجربه را داشته‌اند.

GXS در نتیجه فقدان درک بازار نرم‌افزار، زیر بار قرض رفته بود و پیش از مالکیت OpenText سال‌ها در بازار در تلاش و کشمکش بود. به علاوه سرمایه‌گذاری‌های این شرکت‌ها در Transora و Covisent در ابتدا شکست خوردند که علت آن فقدان درک سازمانی از بازار نرم‌افزار بود. گروه‌های تولیدی بزرگ که به جهش به بازار نرم‌افزار فکر می‌کنند، باید از تاریخ درس بیاموزند تا از شکست‌های گذشته اجتناب کنند.

نرم‌افزار سازمانی (Enterprise Software) اصولا شامل هر سیستم نرم‌افزار می‌شود که برای سازمان‌های بزرگ مورد استفاده قرار می‌گیرد. نرم‌افزار سازمانی بخش ضروری از یک سیستم اطلاعات مبتنی بر کامپیوتر است، خدمات نرم‌افزارهای سازمانی معمولا منجر به ابزارهایی حول محور کسب و کار می‌شود؛ مانند پردازش اطلاعات، پرداخت آنلاین، سیستم‌های حسابداری و…

نرم‌افزار سازمانی یک رابطه بلندمدت است که شامل انتشار و پالایش برنامه، حفظ و تکامل نرم‌افزار و به‌روزرسانی یک سیستم نرم‌افزاری مداوم می‌شود. این یک معامله کوتاه‌مدت نیست. بهترین توسعه برنامه و کدنویسی زمانی رخ می‌دهد که شرکت تکنولوژی قادر به درک نیازمندی‌های خریدار از بازار باشد. زمانی که مشاوران تکنولوژی‌ می‌خرند، در واقع می‌خواهند جایگاه‌یابی
(positioning) نرم‌افزار را بین مشتریان‌شان تقسیم‌ کنند که توانایی این شرکت تکنولوژیک را برای تامین نیازمندی‌های بازار محدود می‌کند. به علاوه، مدل‌های شرکت مشاوره برای حفظ و تکامل به خوبی تعریف نشده‌اند. بنابراین چرا من باور دارم که شرکت‌های مشاوره نباید نرم‌افزار بسازند؟

این سوال مربوط به استعداد نیست. هر دوی این شرکت‌ها دارای مهارت هستند. در عوض این یک تفاوت اساسی در مدل کسب و کار است. اجازه دهید تا بیشتر توضیح دهم. مدل مشاوره بر نیاز ضروری یک مشتری خاص تمرکز دارد در حالی که توسعه محصول در یک شرکت تکنولوژیک یا نرم‌افزاری بر تعریف بلندمدت نیازهای بازار برای تطبیق با نیازهای فردی تمرکز دارد.

تمرکز مدل مشاور صرفا یک تمرکز کورکورانه بر یک مشتری منحصربه‌فرد است؛ درحالی‌که تمرکز شرکت نرم‌افزاری به صورت بلندمدت‌تر بوده و بر المان‌های مهم برای تولید محصول و برای خدمت به کل بازار متمرکز است. زمانی که شرایط بغرنج می‌شود، همواره ضرورت بر اهمیت پیروز می‌شود. در نتیجه شرکت‌های مشاوره‌ای هرگز به اندازه شرکت‌های تکنولوژی در نرم‌افزار توسعه‌ای خوب نخواهند بود. من می‌دانم که هیچ شرکت مشاوره‌ای در فروش نرم‌افزار موفق نبوده است. به چند مثال توجه کنید. طی دهه گذشته شرکت IBM در ادامه تلاش‌هایش برای توسعه خط تولید نرم‌افزارهای مدیریتی و تجاری خود بسیاری از شرکت‌های نرم‌افزاری را خریداری کرده است. من شاهد مالکیت Demandtec، Emptoris، ILOG، Logictools، Sterling Software و Yantra بودم. پنج سال بعد هر کدام از این شرکت‌ها نسبت به همتایان خود کمتر رقابتی بودند. به‌طور مشابه، طی دهه گذشته، Accenture، PWC و WiPro همراه با بسیاری از شرکت‌های نرم‌افزاری کوچک، شرکت‌های نرم‌افزاری را خریداری کرده‌اند که پس از یک‌سال از خرید آنها، شرکت‌های نرم‌افزاری تحت مدیریت مشاوره تلاش می‌کنند تا رقابتی باشند.

پی‌نوشت:

۱٫ نرم‌افزارهای ابری یا Cloud-Based، نرم‌افزارهایی هستند که به‌جای نصب و استقرار روی سرور شرکت‌ها یا سازمان‌ها روی سرور شرکت ارائه‌دهنده خدمات نرم‌افزاری استقرار می‌یابند. کاربران این نوع نرم‌افزارها برای استفاده از نرم‌افزارهای ابری، به سرور شرکت ارائه‌دهنده نرم‌افزار اتصال می‌یابند.

۲٫ کنسرسیوم صنعت یک بازار عمودی متعلق به صنعت است که خریداران را قادر می‌سازد تا کالاها و خدمات مستقیم را از شمار معدودی از شرکا خریداری کنند.

چگونه بفهمیم فردی مهارت‌های درست رهبری یک سازمان را دارد؟

مهترین رهبران سازمانی، صادقانه مراقب اهداف، مسیرهای شغلی و رفاه شخصی افراد خود هستند.

جمله بالا به‌صورت پیش‌فرض، ممکن است اکثریت روسای خواننده متن را از این دایره حذف کند؛ چراکه رفع نیازهای کارمندان در وهله اول و پیش از نیازهای خودشان برای اکثر روسا امری دور از عقل است. اما هنوز هم، همان‌طور که از تحقیقات و داستان‌های ۱۰ نفر از رهبران ارشد جهان (که اخیرا رتبه‌بندی کرده‌ام) آموخته‌ام، ایجاد تمرکز و توجه مستقیم روی افرادی که در کسب‌و‌کار شما کار می‌کنند، تلاش مضاعفی در سراسر یک سازمان ایجاد می‌کند و این امر برای سودآوری شما نیز بسیار خوب است.ویژگی‌های غیرقابل‌انکار و تاثیرگذار در این رهبران سازمانی وجود دارد. در اینجا آنچه آموخته و مشاهده کرده‌ام را به چهار رفتار در رهبران سازمانی محدود کرده‌ام.با تابان خرد همراه باشید…

۱- رهبران سازمانی به کارمندان‌شان توجه می‌کنند.

پیش از اینکه افراد تیم‌ با تیم احساس بیگانگی کنند، بهترین راه برای جلوگیری از کاهش روحیه تیم این است که از آنها غفلت نورزید. این امر برای مدیران جدیدی که اخیرا ترفیع یافته‌اند، اهمیت بسزایی دارد.

لیندا هیل، استاد دانشکده کسب‌و‌کار هاروارد و نویسنده کتاب «رئیس شدن» می‌گوید کارمندان زیردست به دنبال شواهدی از سه ویژگی مهم در مدیران‌شان هستند:

• آیا آنها شایسته هستند؟

• آیا آنها می‌خواهند کارهای درستی انجام دهند؟

• آیا آنها شبکه درست، احترام و توانایی برای انجام درست کار را دارند؟

توصیه هیل این است که اگر از شایستگی خود در این سه حوزه آگاه هستید، در رفع نگرانی‌های تیم‌تان تا حد زیادی موفق خواهید بود. برخی از آنها به سادگی طرز فکر شما را تغییر می‌دهند: آیا دوست آنها هستید؟ آیا نگران هستید که این فقط شما نیستید که می‌درخشید؟ آیا در نحوه تصمیم‌گیری منصف هستید؟

– رهبران سازمانی به افرادشان هدف و احساس اختصاص می‌دهند.

آدام گرنت می‌گوید زمانی که یک فرد هدفی در کارش پیدا می‌کند، این مساله نه تنها شادی آن فرد را بالا می‌برد، بلکه کارایی او را نیز افزایش خواهد داد. طبق گفته‌های گرانت، یک راه برای گسترش هدف در کار افراد این است که به کارمندان شانس ارتباط و ملاقات با افرادی را بدهیم که به آنها خدمت می‌کنند.در تحقیقی که از سوی گرنت انجام شد، سه گروه از کارمندان در یک مرکز تماس جمع‌آوری کمک‌های مالی دانشگاه موظف بودند تا با اهدا‌کنندگان تماس بگیرند و درخواست همکاری کنند. یکی از گروه‌ها داستان‌های شخصی از دریافت‌کنندگان بورس تحصیلی می‌خواند، اینکه چگونه اعطای بورس تحصیلی زندگی‌های آنها را تغییر داده است. به‌نظر می‌رسد که آن گروه خاص در مقایسه با سایر گروه‌هایی که تماس‌های خود را به‌عنوان تنها وظیفه شغلی انجام داده‌اند، جمع‌آوری کمک‌های خود را تا ۱۴۳ درصد افزایش داده است. گرنت یک قدم فراتر می‌رود: زمانی که به همان جمع‌آوری‌کننده‌های کمک‌های مالی فرصت ملاقات و صحبت با یک گیرنده کمک هزینه دانشجویی داده شد، بازده جمع‌آوری کمک‌های آنها بیش از ۴۰۰ درصد افزایش یافت.نتیجه گرنت چه بود؟ ملاقات کارمندان با افرادی که به آنها کمک می‌کنند بزرگ‌ترین انگیزه است؛ حتی اگر این زمان به چند دقیقه محدود باشد.زمانی که کارفرمایان بتوانند به افرادشان امکان دسترسی به مشتریان را بدهند، یک مزیت رقابتی ایجاد می‌کنند به این ترتیب می‌توانند اثر انسانی کاری را که می‌کنند، ببینند.زمانی که کارمندان احساس ‌کنند که با کاری که انجام می‌دهند، تفاوتی در دنیا ایجاد می‌کنند- چه این کار طراحی اپلیکیشن‌ها باشد، چه آسفالت کردن کف خیابان- این کار انگیزه آنها را برای کار بالا می‌برد.

۳- رهبران سازمانی شفافیت بنیادی را مدل‌سازی می‌کنند.

شفافیت فرهنگ کاری مسموم- جایی که افراد نابرابر هستند، فضای سیاسی آن سنگین است و اشخاص تیم‌ها را سرکوب می‌کنند- را تسکین خواهد داد.چیپ برگ، مدیر ارشد اجرایی Levi Strauss & Co. در مصاحبه اخیرش به نیویورک‌تایمز در مورد نحوه اعمال شفافیت رهبری خود می‌گوید؛ « شفاف بودن طی زمان به شدت اعتماد ایجاد می‌کند. من طرفدار سازمان‌هایی نیستم که در آن افراد پشت‌سر یکدیگر حرف می‌زنند. بنابراین زمانی که تیم‌ها را هدایت می‌کردم، همیشه موضوع بر سر این بود که چگونه با یکدیگر کار کنیم تا بهترین نتایج را بگیریم. شما باید در مورد نحوه عملکرد ما واضح و روشن باشید و اگر نمی‌توانید طبق این روش عمل کنید، آنگاه باید احتمالا تیم دیگری برای اجرا بیابید.»

– رهبران کسب‌و‌کار می‌پرسند «آیا کاری است که من بتوانم برای شما انجام دهم؟»

مدیران باید بهترین عملکرد خود را برای شناخت وضعیت و شرایط کارمندان تحت مراقبت خود انجام دهند. این جایی است که توانایی شفاف بودن بهترین عملکرد خود را نشان می‌دهد و به مدیران مزیت رقابتی اعطا می‌کند. سوالاتی وجود دارند که هر رهبر سازمانی باید برای گفت‌وگوی آزاد و سازنده بپرسد. زمانی که برای فهمیدن مسائل افراد تیم و احساس آنها در مورد مسائل، به اندازه کافی کنجکاو هستید، تیم‌تان احساس ارزشمند بودن می‌کند و تلاش خود را بیشتر خواهد کرد. بهترین نگرش صرف زمان برای گفت‌وگوهای رودررو است. سامر دولاکیا، مدیر ارشد اجرایی پلت‌فرم ارسال ایمیل SendGrid را در نظر بگیرید. دولاکیا یکی از عالی‌ رتبه‌ترین مدیران ارشد در بخش تکنولوژی است که در گلسدور با امتیاز ۹۸ درصد روبه‌رو است؛ همان سطحی که ایلان ماسک و مارک زاکربرگ دارند. دالوکیا حدود نیمی از ساعات کاری‌اش را با کارمندان SendGrid می‌گذراند. او می‌گوید؛ «ما هیچ دستور کاری نداریم. من تنها می‌خواهم بدانم مسائل چگونه پیش می‌رود. سوال من این است که آیا کسی سوالی در مورد استراتژی ما دارد یا خیر.» البته پرسشی وجود دارد که اکثر روسا هرگز نمی‌پرسند. دالوکیا می‌گوید؛ «من در پایان هر جلسه می‌پرسم «آیا کاری است که من بتوانم برای شما انجام دهم؟»او سوالات دیگر را اضافه می‌کند: «آیا کاری است که تیم رهبری سازمانی ما یا من بتوانیم انجام دهیم؟ آیا مشکلاتی وجود دارد که ما حل نکرده باشیم؟» به گفته او عملکرد او باعث ایجاد ایده‌های عالی برای نحوه راه‌اندازی بهتر کسب‌و‌کار می‌شود.

 

نحوه ایجاد اعتماد در میان کارکنان

یکی از بزرگان دنیای مدیریت خطاب به مدیران ناموفق و ناکارآمد چنین گفته است: «شما در شرکتتان به اندازه کافی به همدیگر اعتماد ندارید که بتوانید موفق شوید.» آنچه در این جمله معنادار نهفته است اینکه یکی از پیش‌نیازهای اصلی برای رسیدن به موفقیت و کامیابی مدیران در  شرکت‌های تحت رهبری‌شان این است که باید قادر باشند بین خودشان و کارمندان از یکسو و بین تمام کارکنان از سوی دیگر، اعتماد متقابل و پایدار ایجاد کنند. این اعتمادسازی ازجمله اولویت‌های اساسی مدیران تازه‌کار و تازه‌واردی است که می‌خواهند در یک مجموعه موفق باشند. در واقع قدرت اعتمادسازی یک مدیر از جمله فاکتورهای متمایزکننده و برتری‌دهنده او محسوب می‌شود که این مساله در مورد مدیران جوان و تازه‌کار بیشتر مصداق پیدا می‌کند، چرا که به خاطرناشناخته بودن نزد کارکنان و عدم برخورداری از پیشینه مدیریتی و سوابق مرتبط با آن به شدت به ایجاد اعتماد بین خود و کارکنان نیاز دارند و در صورت ناتوانی در این امر تداوم حیات مدیریتی‌شان به خطر می‌افتد. با این همه باید دانست که اعتمادسازی در درون سازمان‌ها و میان اعضای تیم‌های کاری، فرآیندی پیچیده و حساس است که در راستای انجام آن باید به نکات و توصیه‌هایی چند توجه داشت که به تعدادی از آنها اشاره می‌شود:

۱) به افرادتان اعتماد کنید تا آنها هم به شما اعتماد کنند

اگر شما هم جزو آن دسته از مدیرانی هستید که به هر دلیل به کارکنانشان اعتماد ندارند و نسبت به آنها سوء ظن دارند بدانید که ادامه این روند نمی‌تواند به اعتمادسازی بین شما و کارکنانتان کمکی کند. بنابراین برای حل این مشکل از خودتان شروع کنید و با اعتماد کردن به کارکنانتان و نشان دادن عملی این اعتماد به آنها، شرایط را به گونه‌ای تغییر دهید که آنها هم به شما اعتماد کنند و بدانید که همیشه این اعتماد است که اعتماد می‌آورد.

) اولویت‌های فردی و شرکتی خود و افرادتان را به اهداف و استراتژی‌های شرکت پیوند بزنید

کارکنان یک سازمان و اعضای یک تیم هنگامی به یک مدیر و رهبر اعتماد می‌کنند که مطمئن شوند او صرفا در راستای اهداف و اولویت‌های فردی‌اش گام برنمی‌دارد و منافع و خواسته‌های افرادش را نیز مد نظر دارد. تنها در صورت وجود و به اثبات رسیدن یک تصویر بزرگ‌تر و جامع است که کارکنان و اعضای یک گروه به دستورات و فرامین رهبر گروه گردن می‌نهند و به او اعتماد کامل پیدا می‌کنند.

۳) کارکنانتان را در جریان نتایج و وضعیت مالی شرکت قرار دهید

یکی از اشتباهات فاحش و مهلک اغلب مدیران تازه‌کار در زمینه نحوه اعتمادسازی با کارکنانشان به این مربوط می‌شود که آنها خواسته یا ناخواسته بسیاری از واقعیات مالی شرکت را از دیدگان کارکنان پنهان می‌کنند و دوست ندارند کارکنان در جریان مسائل مالی شرکت قرار بگیرند، درحالی‌که چه بخواهیم و چه نخواهیم کارکنان خیلی زود و از راه‌های مختلف در جریان مسائل قرار خواهند گرفت و در این حالت است که نوعی بی‌اعتمادی عمیق بین کارکنان و مدیریت جدید شکل می‌گیرد، چرا که کارکنان فکر می‌کنند مدیریت شرکت یا رهبر تیم با آنها روراست و صادق نیست و خیلی چیزها را از آنها پنهان می‌کند. بنابراین اگر می‌خواهید مدیری باشید که کارکنان به او اعتماد کامل و صادقانه دارند، حتما برای اطلاع‌رسانی شفاف در مورد شرایط و دستاوردهای مالی و البته مشکلات و محدودیت‌های مالی برای کارکنان وقت بگذارید و آنها را محرم رازهای شرکت بدانید.

۴) زحمات کارمندانتان را قدر بدانید و به هر بهانه‌ای از آنها ستایش کنید

هیچ چیز برای یک کارمند دلپذیرتر از شنیدن این جمله که «من قدر زحمت‌های تو را می‌دانم» نیست. با شنیدن این جمله از زبان مدیر یک شرکت تمام کارکنان به او اعتماد پیدا می‌کنند، چرا که مطمئن می‌شوند او برای آنها ارزش قائل است و به کمکی که آنها به تحقق اهداف شرکت می‌کنند واقف است و همین ارتباط صمیمانه می‌تواند اعتماد عمیقی بین مدیر و کارکنان ایجاد کند.

۵) حساسیت نسبت به اشتباهات خود را به کارمندان نشان دهید

شما هم مانند هر انسان دیگری دچار اشتباه و خطا می‌شوید، اما باید آن قدر شجاعت داشته باشید که مسوولیت اشتباهاتتان را بپذیرید و به این ترتیب به الگویی مناسب برای کارکنانتان تبدیل شوید. حتی اگر از کارکنان بازخوردی راجع به اشتباهاتتان گرفتید با آنها برخورد خشن نکنید، بلکه درصدد جبران آن برآیید و همیشه به یاد داشته باشید که کارکنان به مدیر شجاعی که اشتباهات خود را می‌پذیرد و در جهت جبران آن گام برمی‌دارد خیلی اعتماد پیدا می‌کنند.

۶) به‌صورت کاملا حساب‌شده و قانونمند در جهت تفویض اختیارات و قدرتتان گام بردارید

اگر می‌خواهید کارکنانتان شما را دوست داشته باشند و به شما اعتماد کامل پیدا کنند بخشی از قدرت و اختیاراتتان را به آنها منتقل کنید و به این ترتیب ضمن سبک‌تر کردن کارهای خود نشان دهید که به آنها اعتماد دارید و کارکنان را آن قدر قابل و توانمند می‌دانید که اختیار تصمیم‌گیری را به آنها تفویض کرده‌اید. در این حالت خواهید دید که آنها برای پاسخگویی مطلوب به این اعتماد شما هر کاری می‌کنند و این یعنی اعتماد متقابل بین مدیران و کارکنان.

۷) عملکرد درخشان هر کدام از کارکنانتان را به‌صورت علنی و برای همه افشا کنید

کارکنان هر سازمانی دوست دارند در ازای عملکرد درخشانشان مورد تشویق و تحسین مدیرشان قرار بگیرند و چه بهتر که این تحسین و تشویق به‌صورت علنی و در برابر دیگران باشد. بنابراین اگر شما هم جزو آن دسته از مدیران تازه‌کاری هستید که اصلا اهل تشویق کردن و تمجید کارکنان نیستند یا ترجیح می‌دهند این کار را به صورت پنهانی و به صورت خصوصی انجام دهند، بدانید که در اشتباهید و باید به هر بهانه‌ای شده کارکنانتان را برابر همکارانشان مورد تشویق قرار دهید، چرا که با این کار در عمل با یک تیر دو نشان را مورد هدف قرار خواهید داد: هم می‌توانید انگیزه کار مضاعف را در کارکنانتان افزایش دهید و هم اعتماد و احترام آنها نسبت به خود را جلب خواهید کرد.

پول الکترونیکی یا دیجیتال چیست؟

از زمان احساس نیاز بشر به مبادله و در نتیجه رواج پول کالایی تاکنون و همگام با پیشرفت های فناوری ، ظهور شبکه پول و انواع کارت های بانکی بطور شگفت آوری متحول شده است . پول الکترونیکی در شرایط کنونی در عرصه بانکداری و نظم بخشی به سیستم اقتصادی ناگزیر از ورود به سیستم بانکداری الکترونیکی بوده و در این میان باید از اینترنت استفاده بهینه شود.طی سالهای اخیر با پیشرفت فوق العاده فن آوری اطلاعات و گسترش دسترسی عمومی به اینترنت روش های پرداخت جدیدی مانند : پول الکترونیکی از سوی بانک ها و سایر موسسات مالی عرضه شده که می رود تا تعریف پول را بیش از پیش گسترش دهد.
گسترش فزاینده استفاده از پول الکترونیکی ، پیامدهای تجاری ، اقتصادی ،سیاسی و اجتماعی قابل ملاحظه ای به همراه دارد. از نظر اقتصادی مهمترین اثرات گسترش نشر پول الکترونیکی بر روی عرضه پول و سیاستهای پولی بانک مرکزی حادث می شود، زیرا پول الکترونیکی باتوجه به ویژگی هایش می تواند جانشین بسیار نزدیکی برای اسکناس و مسکوک تلقی شود .

پول الکترونیکی و ویژگی های آن :
پول الکترونیکی یا پول دیجیتالی ، ارزش پولی واحد های پول منتشره از سوی دولت یا بخش خصوصی است که به شکل الکترونیکی برروی یک وسیله الکترونیکی قرار گرفته و نوعی ابزار مالی الکترونیکی است که حداقل از عهده انجام همه وظایف پول بر می آید از این رو پول الکترونیکی می تواند جانشین بسیار نزدیکی برای پول بانک مرکزی باشد .

به طور کلی فرآوردهای پول الکترونیکی را از نظر فنی می توان به دو دسته تقسیم کرد :

پول الکترونیکی مبتنی بر کارتهای هوشمند و پول الکترونیکی مبتنی بر نرم افزار رایانه ای .

فرآورده های پول الکترونیکی مبتنی بر کارت های هوشمند برای تسهیل پرداخت های با ارزش کوچک در معاملات خرد در روز طراحی شده اند .

ویژگی پول الکترونیکی
مهمترین ویژگی پول الکترونیکی ” فراملیتی و یا بی مرز ” بودن آن است که خود نقش مهمی در اثر گذاری بر سایر متغیر های اقتصادی ایفامی کند ، پول الکترونیکی برخلاف اسکناس و مسکوک و دیگر وسایل مبادله امروزی مستلزم حضور فیزیکی پرداخت کننده و دریافت کننده وجه برای قطعیت پرداخت نیست زیرا موجودی پول الکترونیکی می تواند از طریق شبکه های رایانه ای در همان زمان انتقال یابد .

رابطه بین بانکداری الکترونیکی و تجارت الکترونیکی یک رابطه دو سویه بوده و بانکداری الکترونیکی می تواند از طریق تجارت الکترونیکی قابلیت رشد و توسعه یابد .به گزارش عصر بانک درصورت نبود تجارت الکترونیکی ، بانکداری الکترونیکی به تنهایی کارایی زیادی در سیستم اقتصادی نخواهد داشت . تجارت الکترونیکی در ساعات غیر اداری به کمک بانکها می شتابد تا بصورت خودکار و فعال به گردش مالی خود بپردازند .

با وجود تجارت الکترونیکی ، حجم نقدینگی و گردش خود کار مالی بانکها به شدت افزایش یافته و به چند برابر ارتقاء می یابد . جایگزینی پول الکترونیکی به جای اسکناس و مسکوک می تواند به نفع ناشرین آنها ، مصرف کنندگان و بازرگانان باشد . ناشرین از تامین منابع مالی بدون بهره و یا بهره اندک که از محل باقیمانده موجودی پول الکترونیکی فراهم می شود منتفع خواهند بود. برای تجار نیز پذیرش پول الکترونیکی ، هزینه ها را کاهش خواهد داد. پرداختهایی که از طریق سیستم های انتقال الکترونیکی صورت می پذیرند ، از امنیت بالاتری نسبت به پرداختها به شیوه سنتی برخوردارند . زیرا سیستم های انتقال الکترونیکی وجوه به گونه ای طراحی می شوند که احتمال دستبرد ، سرقت، مفقود شدن ، عدم انتقال و …به حداقل ممکن می رسد . کاهش رفت و آمدهای شهری و به تبع آن کاهش ترافیک و آلودگی محیط زیست از دیگر مزایای استفاده از بانکداری الکترونیکی است تا با استفاده بهینه از آن در فرصتهای بوجودآمده در اقتصاد جهانی سهیم شویم . برای مشتری بانک الکترونیکی مهم نیست که این بانک در کجای جهان قراردارد بلکه او به دنبال دریافت سرویس های مناسب است . بانک الکترونیکی به منزله بانک جهانی است که مشتریان آن قادرند تا در هر نقطه از جهان با هر واحد پولی و با هر انگیزه ای در حوزه های اقتصادی حضوری فعال داشته باشند . با افزایش تعداد مشتریان و تنوع خدمات دیگر امکان انجام خدمت به صورت دستی برای بانکهایی که به شیوه سنتی اداره می شوند ، وجود ندارد .

یکی از مهمترین پیامدهای مثبت گسترش استفاده از پول الکترونیکی افزایش کارایی مبادلات می باشد پول الکترونیکی به چند طریق به کاراتر شدن مبادلات کمک خواهد کرد . به گزارش عصر بانک دات آی آر اولا : ازآنجاکه هزینه نقل و انتقال پول الکترونیکی از طریق اینترنت نسبت به سیستم بانکداری موسوم ( سنتی ) ارزان تر است ، در نتیجه مبادلات را ارزان تر خواهند کرد . ثانیا: اینترنت هیچ مرز سیاسی نمی شناسد ، درنتیجه پول الکترونیکی نیز بدون مرز است. بنابراین هزینه انتقال پول الکترونیکی در داخل یک کشور با هزینه انتقال آن بین کشورهای مختلف برابر است لذا هزینه بسیار بالای کنونی نقل و انتقال بین المللی پول نسبت به نقل و انتقال آن در داخل یک کشور معین به طور قابل توجهی کاهش خواهد یافت .

به نظر می رسد پول الکترونیکی بتواند بر موانعی همچون عدم مقبولیت عامه فائق آمده و با استقبال گسترده ای از سوی مصرف کنندگان و تجار روبرو شود .نتیجه همه این اثرات توسعه فرصت های کسب و کار جدید و گسترش فعالیتهای اقتصادی در اینترنت است ، به طوری که حتی واحدهای اقتصادی کوچک نیز می توانند با مصرف کنندگان همه دنیا کالا وخدمات مبادله کنند .

پیش از هر اقدامی باید توجه اولیه خود را معطوف به فرهنگ سازی و آگاه کردن مشتریان و مسوولان بانکی کرده تا شاهدبه ثمر رسیدن هر نوع سرمایه گذاری و افزایش ارزش افزوده بوده و هرچه سریع تر به توسعه دست یابیم .

ضمانت نامه بانکی (Bank Guarantee) چیست؟

ضمانت نامه شرکت در مناقصه
معمولا ارگانهای دولتی و غیردولتی برای واگذاری پروژه های خود با پایین ترین قیمت به مجریان ، اقدام به برگزاری مناقصه می نمایند . به همین خاطر برای اطمینان از برگزاری صحیح مناقصه معمولا از شرکت کنندگان در مناقصه ، ضمانت نامه شرکت در مناقصه را دریافت می نمایند این ضمانت نامه به سازمان برگزار کننده مناقصه اجازه می دهد در صورتیکه شرکت کننده در مناقصه به تعهدات خود عمل نکند و از این بابت زیانی به دستگاه مناقصه گزار وارد گردد ، وجه ضمانت نامه را از بانک دریافت نماید .

ضمانت نامه شرکت در مزایده
معمولا برخی از سازمان ها بر اساس ضوابط خود ، اقدام به فروش اموال منقول یا غیر منقول می نمایند . این سازمان ها برای جلوگیری از ضایع شدن حقوق برگزار کننده مزایده و فروش اموال به بالا ترین قیمت ممکن ، مزایده برگزار می نمایند . این سازمانها ممکن است از شرکت کنندگان در مزایده ضمانت نامه ای تحت عنوان ضمانت نامه شرکت در مزایده اخذ نمایند تا در صورتیکه شرکت کننده در مزایده به تعهدات خود عمل ننماید وجه این ضمانت نامه را از بانک مربوطه مطالبه نمایند .

ضمانت نامه حسن اجرای تعهدات
پس از انجام مناقصه و تشخیص برنده مناقصه ممکن است ذینفع ضمانت نامه به منظور تضمین اجرای صحیح پروژه از طرف قرارداد خود ،درخواست ارائه این نوع ضمانت نامه را می نماید . لذا این نوع ضمانت نامه تا اجرای کامل قرارداد در اختیار کارفرما باقی میماند . اگر در هر مرحله از کار ، مجری طرح به تعهدات خود عمل نکرده و کارفرما از عملکرد او ناراضی باشد ، می تواند بابت خسارت خود وجه ضمانت نامه را از بانک مطالبه و دریافت نماید .

ضمانت نامه پیش پرداخت
بعد از انعقاد قرارداد بین کارفرما و پیمانکار یا در هر مرحله ای از انجام کار با توافق طرفین ، ممکن است به منظور تجهیز کارگاه یا تقویت بنیه مالی پیمانکار درصدی از مبلغ قرارداد به صورت پیش پرداخت از طرف کارفرما به پیمانکار در قبال ارائه ضمانتنامه پرداخت نماید . معمولا در قبال این پیش پرداخت ضمانت نامه بانکی از طرف پیمانکار به کارفرما ارائه می شود که اصطلاحا ضمانت نامه پیش پرداخت نامیده می شود .

ضمانت نامه استرداد کسور وجه الضمان
در هر مرحله با پیشرفت پروژه پیمانکار صورت وضعیت هزینه های انجام شده را برای کارفرما ارسال و با تائید کارفرما پس از کسر درصدی از هر صورت وضعیت به عنوان کسور وجه الضمان مابقی وجه آن را به پیمانکار پرداخت می نماید . پس از اتمام قرارداد پروژه به صورت تحویل موقت به کارفرما تحویل داده می شود تا در صورت تائید آن در مدتی معین ، درصد مکسوره مذکور فوق به پیمانکار پرداخت میشود . اگر در فاصله تحویل موقت تا تحویل قطعی پیمانکار بخواهد کسور وجه الضمان را از کارفرما دریافت کند . به درخواست پیمانکار ضمانت نامه بانکی به او ارائه میگردد . این نوع ضمانت نامه را استرداد کسور وجه الضمان می نامیم .

ضمانت نامه تعهد پرداخت
به موجب این ضمانت نامه بانک پرداخت بدهی یک متقاضی از انجام معامله یا کاری مشخص را تعهد می نماید و اگر بدهکار بدهی خود را به موقع به طلبکار پرداخت نکند، او میتواند مطالبات خود را به مبلغ مندرج در ضمانت نامه از بانک دریافت نماید .

ضمانت نامه گمرکی
ضمانتنامه گمرکی به منظور ترخیص کالا از گمرکات کشور و به نفع گمرک بابت حقوق و عوارض کالای وارداتی به تقاضای مشتریان از طرف بانک صادر و به گمرکات ارائه میگردد . در صورت تامین و یا عدم تامین وجه ضمانت نامه از طرف متقاضی ، بانک موظف میباشد در سررسید ضمانت نامه ، وجه ضمانت نامه را بحساب تعیین شده از طرف گمرک واریز نماید.

شرایط کلی و عمومی برای صدور ضمانت نامه ها در بانک
پس از آشنایی با انواع ضمانت نامه بانکی با شرایط کلی و عمومی برای صدور هر ضمانت نامه توسط بانک بشرح زیر اشاره می کنیم .
۱٫ متقاضی می باید اهلیت انجام مفاد قرارداد با کارفرما را داشته باشد
۲٫ نوع و مبلغ ضمانت نامه بایستی مشخص باشد .
۳٫ ذینفع ضمانت نامه باید معین باشد .
۴٫ نوع و مبلغ وثایق ضمانت نامه باید معلوم باشد.
۵٫ کارمزد ضمانت بر اساس تعرفه بانک مرکزی ج.ا.ا مشخص می گردد .
۶٫ مدت ضمانت نامه تعیین گردد .


سپرده نقدی ضمانت نامه ها

معمولا بانک درصدی از مبلغ هر ضمانت نامه را بعنوان سپرده نقدی از مشتری دریافت می کند . این مبلغ در بانک با توجه به وضعیت مالی ، شرایط هر مشتری و نوع ضمانت نامه تعیین می گردد . (البته سپرده نقدی به صورت امانی در اختیار بانک بوده و در زمان ابطال ضمانت نامه به مشتری مسترد می شود .)

کارمزد ضمانت نامه ها
بانک در قبال صدور هر ضمانت نامه کارمزدی را از مشتری دریافت می کند . این کارمزد بر اساس نوع ، مبلغ و مدت هر ضمانت نامه محاسبه و در هنگام صدور ضمانت نامه از مشتری اخذ می گردد .

وثیقه های مورد نیاز ضمانت نامه ها
با توجه به تعهد بانک در صدور هر ضمانت نامه و احتمال پرداخت وجه ضمانت نامه به کارفرما ، در قبال هر ضمانت نامه وثایقی از مشتری دریافت می شود . این وثایق با توجه به نوع ضمانت نامه ، توانایی مالی ، اهلیت مشتری و تشخیص بانک در مورد هر مشتری و هر ضمانت نامه می تواند متفاوت باشد . وثایق ضمانت نامه ها در بانک می تواند یک یا ترکیبی از موارد زیر باشد :

۱٫ سفته تضمینی به میزان ۱۲۰% غیرنقدی ضمانت نامه ها به امضای متقاضی و پشت نویسی ضامن مورد قبول بانک
۲٫ ترهین وثیقه ملکی به میزان مورد نظر بانک با توجه به مبلغ ضمانت نامه و مبلغ سپرده نقدی .
۳٫ اوراق مشارکت معتبر .
۴٫ سپرده سرمایه گذاری بلند مدت بانکی .
۵٫ سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس .
۶٫ ضمانتنامه بانکی .


مقررات مربوط به ضمانت نامه

ویژگی های اصلی ضمانت نامه را می توان به صورت زیر مشخص نمود :
۱٫ در صورت تقاضای ضبط ضمانت نامه توسط کارفرما به هر دلیل و بدون هیچ قید و شرطی بانک موظف به پرداخت وجه ضمانت نامه می باشد .
۲٫ در صورت پرداخت وجه ضمانت نامه به کارفرما ، مشتری موظف به تامین وجه ضمانت نامه و خسارت بانک می باشد
۳٫ در مورد تمدید ضمانت نامه اگر در متن ضمانت نامه پیش بینی شده باشد طبق مندرجات ضمانت نامه عمل میشود اما اگر موضوع تمدید در متن ضمانت نامه ذکر نشود بر اساس توضیحات زیر عمل می شود .
۴٫ هرگاه درخواست تمدید از طرف متقاضی باشد بایستی حداقل ۱۰ روز قبل از تاریخ انقضا به بانک ارائه شود .
۵٫ ذینفع برای تمدید ضمانت نامه باید به متقاضی مراجعه نماید . اگر مستقیما به بانک مراجعه نمود ، بانک مراتب را به متقاضی اطلاع می دهد تا قبل از تاریخ انقضا موجبات تمدید را فراهم نماید .
۶٫ اگر با درخواست ذینفع ، متقاضی موجبات تمدید ضمانت نامه را قبل از سررسید فراهم نکند ، با درخواست ذینفع وجه ضمانت نامه بوسیله بانک به او پرداخت می شود .


شرایط لازم برای استفاده هر مشتری از ضمانت نامه ها

معمولا برای صدور ضمانت نامه بانکی ابتدا با تشکیل پرونده اعتباری ، وضعیت مشتری در بانک مورد بررسی کارشناسی قرار می گیرد . اگر در بررسیهای کارشناسی شرایط مورد نظر بانک احراز نماید به درخواست مشتری مبنی بر صدور ضمانت نامه پاسخ مثبت داده می شود . موارد حائز اهمیت در بررسی ها بشرح زیر خلاصه می شود :

۱٫ ضمانت نامه درخواستی متناسب با نوع فعالیت مشتری باشد .
۲٫ مشتری دارای قابلیت انجام کار باشد یعنی تجربه ، تخصص، توانایی و امکانات لازم برای انجام کار مربوطه را داشته باشد .
۳٫ مشتری امکان ارائه وثایق مورد نظر بانک را داشته باشد .