نوشته‌ها

با این ۹ روش بازدهی خود را در محل کار افزایش دهید

مدتی است که احساس می‌کنید کارهایتان به درستی پیش نمی‌رود. نمی‌توانید زمان را مدیریت کنید. انگار زمان کم می‌آورید و به همه کارهایتان نمی‌رسید. وقتی وارد شرکت می‌شوید، با کوهی از کارهای ناتمام مواجه می‌شوید. هر روز با خودتان می‌گویید: «امروز حتما انجامشان می‌دهم» اما غروب که می‌خواهید شرکت را ترک کنید، تنها بخش کوچکی از کارهایتان انجام شده. حالا باید بررسی کنیم چطور می‌توانید بازدهی‌ تان را افزایش دهید؟

ادامه مطلب …

اهمیت مدیریت شرکتی در یک مجموعه

یکی از مواردی که سرمایه‌گذاران برای تصمیم‌گیری‌های خود به آن توجه زیادی دارند، ساختار حاکمیتی شرکت است. متاسفانه وقتی به سایت بسیاری از شرکت‌های ایرانی مراجعه می‌کنیم، در قسمت ساختار شرکت یا مشابه آن، فقط با یک نمودار درخت مانند روبه‌رو می‌شویم که معمولا جایگاه مدیران و ناظران، کارمندان قسمت‌های مختلف شرکت را به نمایش می‌گذارد.چنین نموداری در مورد نحوه حاکمیت شرکتی در این مجموعه هیچ اطلاعاتی به دست سرمایه‌گذار نمی‌دهد. این در حالی است که سرمایه‌گذار انتظار دارد و حق خود می‌داند با ساختاری که قدرت تصمیم‌گیری و نظارت را در شرکت مشخص و توزیع می‌کند، آشنا شود.برای بسیاری از سرمایه‌گذاران، سودآوری یک شرکت به تنهایی ملاک نیست، بلکه آنها می‌خواهند بدانند سرمایه خود را دقیقا با چه گروهی به اشتراک می‌گذارند. آیا سیستمی که برای این مجموعه طراحی شده است، قادر است خود به خود میان انتظارات تمامی ذی‌نفعان شرکت تعادل برقرار کند یا خیر.توضیح این مفاهیم و سازوکارهای اجرایی آن در یک شرکت در واقع بخش «ساختار حاکمیتی» مجموعه را به مخاطب می‌شناساند؛ مفاهیمی که از یک نمودار درختی یا هرمی استخراج نمی‌شود.با تابان خرد همراه باشید…

شرکت‌های بورسی، برای متقاعد کردن سرمایه‌گذاران و جلب اطمینان آنها، در سایت مربوط به سرمایه‌گذاران، ساختار حاکمیتی خود را با جزئیات شرح می‌دهند. ساختار حاکمیتی یک شرکت در واقع سازوکاری است که می‌تواند هر گروه از ذی‌نفعان آن را مطمئن سازد که حقوق و انتظاراتشان به نفع گروه دیگری پایمال نخواهد شد. این سازوکار که به مجموعه‌ای از قوانین داخل شرکت، دستورالعمل‌ها و اقدامات تبدیل می‌شود، در نهایت خیال سهامداران را آسوده می‌سازد. (آن را با اساسنامه شرکت اشتباه نگیرید.) ذی‌نفعان یک شرکت، سهامداران خرد و عمده آن هستند، همچنین هیات‌مدیره، زنجیره تامین مواد یا خدمات اولیه، زنجیره توزیع و مشتریان یک شرکت نیز در مجموعه ذی‌نفعان قرار می‌گیرند. حاکمیت شرکتی بین این انتظارات مختلف تعادل برقرار می‌کند.

یکی از مهم‌ترین گروه‌های ذی‌نفع یک شرکت، هیات‌مدیره است که قدرت تصمیم‌گیری نیز در اختیارش است. هیات‌مدیره که یا با رای گیری از سهامداران انتخاب می‌شوند یا از سوی سایر مدیران منصوب می‌شوند، در واقع نماینده کل سهامداران یک شرکت به شمار می‌روند. مهم‌ترین تصمیم‌گیری‌های شرکت از سوی این گروه انجام می‌شود. اگرچه به نظر می‌رسد، وظایف هیات‌مدیره تنها به تصمیم‌گیری‌هایی در مورد نحوه اداره کسب‌وکار و بخش‌های مالی شرکت مربوط شود، اما در بسیاری موارد سهامداران می‌توانند تعیین کننده نوع برخورد شرکت در مسائلی نظیر مباحث محیط زیستی یا اجتماعی باشند.

در مورد بسیاری از شرکت‌ها، درحالی‌که هیات‌مدیره از سهامداران عمده یا نمایندگان آنها تشکیل می‌شود، مدیران اجرایی شرکت، از خارج از گروه این سهامداران انتخاب می‌شوند. این عدم تعلق به مجموعه از یکسو می‌تواند به آنها در مدیریت شرکت کمک کند، ولی از سوی دیگر و در نبود «ساختار حاکمیتی» مناسب ممکن است موجب تصمیم‌گیری‌هایی شود که انتظارات سهامداران را برآورده نمی‌سازد.برای روشن شدن این مساله به این مثال توجه کنید. شرکت آدیداس در سایت خود به معرفی ساختار حاکمیتی خود پرداخته است. در این بخش، تمامی قوانین و مقرراتی که دولت فدرال آلمان در بحث ساختار حاکمیتی از این شرکت انتظار دارد توضیح داده شده‌اند. به این ترتیب سرمایه‌گذاران غیر آلمانی نیز قادر خواهند بود به سادگی با این سازوکار آشنا شوند.در ادامه، آدیداس بیان می‌کند «تمامی انتقالات مالی که مدیران این شرکت در طول سال به ارزش بالای ۵ هزار یورو انجام می‌دهند، ثبت و ضبط می‌شود و برای سهامداران قابل مشاهده است.» در بخشی که به این مساله اختصاص داده شده است، تاریخچه‌ای شفاف از این پرداخت‌ها وجود دارد که سهامداران را مطمئن می‌سازد، پول‌هایی که از سوی مدیران ارشد پرداخت می‌شوند، به چه منظور بوده‌اند. این پرداخت‌ها حتی شامل خرید و فروش سهام خود شرکت از سوی این افراد نیز می‌شود.

حاکمیت شرکتی خوب، موجب جلب اعتماد مردم به شرکت می‌شود و نشان می‌دهد مبنای شرکت بر شفاف سازی است. شرکت‌هایی که سازوکار مناسبی برای حاکمیت شرکتی خود تعبیه می‌کنند، اعمال خلاف قانون را در هیچ سطحی از شرکت نمی‌پذیرند. این سیستم‌ها به گونه‌ای طراحی می‌شوند که در هر سطحی مدیران را به پاسخگویی در مقابل ذی‌نفعان ملزم می‌سازد. پوشاندن گناه یک نفر، می‌تواند هزینه بسیار گزافی برای شرکت داشته باشد. مثال آن را در مورد شرکت فولکس‌واگن در سال ۲۰۱۵ دیدیم که با سرپوش گذاشتن بر مساله میزان آلودگی موتور خودروها، در نهایت این مساله آشکار شد و تمامی مجموعه و ذی‌نفعان بهای آن را پرداختند. اینکه برخی افراد در هر مجموعه‌ای اقدام به انجام فعالیت‌هایی خلاف قانون کنند، جای تعجب ندارد. اما اینکه در شرکت ساختاری منظم برای این خاطیان و جلوگیری از بروز چنین مواردی وجود داشته باشد، برای سهامداران اهمیت ویژه‌ای دارد. طراحی حقوق و مزایای مناسب برای مدیران و کارمندان یکی از مسائلی است که می‌تواند موجب دلگرم شدن و علاقه آنها به پیشرفت شرکت و توسعه کسب‌وکار آن شود. نبود مشوق‌های لازم برای آنها، باعث دلسردی می‌شود. ساختار حقوقی یک شرکت که در مجموعه ساختار حاکمیتی می‌گنجد نیز از مواردی است که باید سرمایه‌گذاران را متقاعد سازد. چنانچه در یک شرکت فقط یک مدیر یا افرادی خاص دریافتی نامتوازنی با سایرین داشته باشند، می‌تواند عملکرد مجموعه را زیر سوال ببرد.

بازدیدهای متداول ناظران و ممیزان یکی از بخش‌هایی است که می‌تواند سلامت حاکمیت شرکتی را تضمین کند. شرکت‌هایی که مدیران آن چنین نظارت‌هایی را مدام به تعویق می‌اندازند، نه تنها نمی‌توانند اعتماد سرمایه‌گذاران را به خود جلب کنند، بلکه حتی در مواردی که ممکن است هیچ مورد مشکوکی نیز وجود نداشته باشد، خود را در مظان اتهام قرار می‌دهند. ارائه شفاف این گزارش‌ها در وب‌سایت یک شرکت بورسی، هیچ پیامدی به جز ایجاد یک تصویر شفاف و سالم از این شرکت در اذهان سهامداران نخواهد داشت. امروز در کشورهای پیشرفته قوانین دولتی نیز به تعیین ساختارهای حاکمیتی کمک می‌کند. سرمایه‌گذاران فقط در پی سرمایه‌گذاری در شرکت‌های سود ده نیستند. آنها می‌خواهند بدانند، سازوکار درون شرکت چیست و آیا حقوق تمامی ذی‌نفعان دیگر نیز در این مجموعه رعایت می‌شود یا خیر.

تاثیرات فناوری اطلاعات در چرخه عمر کسب‌وکار

در چند سال اخیر من به‌عنوان یک تحلیلگر صنعتی در کسب‌وکار نرم‌افزار کار کرده‌ام. تمرکز من در بخش کوچکی بود که به اصطلاح به آن نرم‌افزار مدیریت زنجیره تامین گفته می‌شد. (Supply Chain Management عبارت است از فرآیند برنامه‌ریزی، اجرا و کنترل عملیات مرتبط با زنجیره تامین در بهینه‌ترین حالت ممکن. مدیریت زنجیره تامین دربرگیرنده تمامی جابه‌جایی‌ها و ذخیره مواد اولیه، موجودی در حین کار و محصول تمام شده از نقطه شروع اولیه تا نقطه پایان مصرف می‌شود.) نرم‌افزار مدیریت زنجیره تامین توسط رهبران عملکردی در سازمان خریداری شده است. موفقیت نرم‌افزار می‌تواند موجب موفقیت شغلی یک رهبر سازمانی شود یا برعکس آن را با شکست مواجه سازد. با تابان خرد همراه باشید…

حالا که از عمر بازار بهینه‌سازی زنجیره تامین ۳۰ سال می‌گذرد. از زمانی که به این بازار توجه کردم، دیدگاه‌هایم را به اشتراک گذاشتم و به خریداران کمک کردم تا چرخه‌های سازمانی را هدایت کنند، فرازوفرودهای بسیاری وجود داشت. نرم‌افزار، ابزاری برای مورد تفکر و نوآوری است. شرکت‌های نرم‌افزاری موفق در حال بازاریابی و فروش «چشم‌انداز» و «امید» هستند. نرم‌افزار بسته‌ای برای فروش‌های بنگاه اقتصادی یک نیاز استراتژیک فروش است که دارای مجموعه‌ای از مهارت‌هاست. گرچه بسیاری از شرکت‌های نرم‌افزاری محصولات خود را وارد فضای بازاریابی می‌کنند، اما این امر موفقیت‌آمیز نبوده است. در مقابل، بازاریابی موفق محصول به خریداران کمک می‌کند تا با استفاده از این نرم‌افزار شاهد احتمالات جدید برای کسب‌وکارشان باشند. من این موضوع را به خرید لوازم آرایش تشبیه می‌کنم.

زمانی که من در یک فروشگاه جلوی پیشخوان مربوط به فروش لوازم آرایش می‌ایستم و قصد دارم خرید کنم در واقع به این امید خرید می‌کنم که زیباتر شوم. به‌طور مشابه یک شرکت موفق در زمینه نرم‌افزار، امید به منفعت کسب و کار و بهبود شغلی را به رهبر سازمانی می‌فروشد. من کارم را با مدیریت فرآیندتولید محصولات مصرفی شروع کردم و سپس، گذاری به‌کار در یک شرکت نرم‌افزاری داشتم. اینجا بود که دریافتم فرهنگ‌ها در سازمان‌ها به اندازه تفاوت روز و شب مختلف هستند و این گذار بسیار سختی برای من به عنوان یک فرد بود؛ گرچه می‌دانستم این گذار برای یک شرکت به مراتب دشوارتر است. در این مقاله تلاش کرده‌ام تا این دیدگاه‌ها را به اشتراک بگذارم.

چندی پیش با مرور خبرها، متوجه اخبار بسیاری از تلاش شرکت‌های سنتی برای پذیرش مدل‌های نرم‌افزاری شدم. اما دلیل این کار چیست؟

مرزهای بین مولکول‌ها و الکترون‌ها در حال محو شدن هستند. نرم‌افزار‌های ابری۱ بسیار جذابند. سود ناخالص در مدل‌های نرم‌افزاری بالاتر است. شرکت سیسکو سیستمز که یک شرکت آمریکایی تولیدکننده تجهیزات شبکه است و محصولات مربوط به شبکه و ارتباطات را طراحی می‌کند، در حال تغییر به یک مدل نرم‌افزاری است. شرکت مایکروسافت به‌عنوان غول نرم‌افزار کامپیوتری در جهان، ۹ میلیارد دلار به شرکت نوکیا تزریق کرد تا کسب‌وکار گوشی‌های هوشمند آن را احیا کند؛ اما شکست خورد. شرکت هانی‌ول (با تولید محصولات تجاری و مصرفی و خدمات فنی و مهندسی) در تلاش برای خرید نرم‌افزار JDA به قیمت ۳ میلیارد دلار است. جنرال الکتریک در پردیکس سرمایه‌گذاری‌ می‌کند. (Predix برنامه تحلیل داده‌های عظیم که در بخش‌های صنعتی استفاده می‌شود و به شرکت‌ها اجازه می‌دهد تا داده‌هایی را که بر پایه رایانش ابری هستند، تحلیل کنند و به این ترتیب زمان و هزینه‌های خود را مدیریت کنند).

در سال‌های زندگی من به عنوان یک تحلیلگر، هرگز ندیدم که یک شرکت تولیدی بتواند با موفقیت به یک شرکت نرم‌افزاری گذار داشته باشد و نه یک شرکت مشاوره به‌طور موثر و کارآ بتواند نرم‌افزار بسازد و ارسال کند. این موضوعی کاملا متفاوت است.

خودکارسازی ماشین به ماشین در حال محو کردن خطوط و فاصله‌هاست. نرم‌افزارهای ابری نوآوری را تحریک می‌کند. اکنون نرم‌افزار یک تکه جدایی‌ناپذیر از تولید محصولات سنتی در زنجیره عرضه صنعت اتومبیل و هوا فضا محسوب می‌شود. نرم‌افزار‌ها‌، مدل‌های جدید کسب‌وکار مانند itunes و Uber را ممکن ساخته است.

ما در آغاز راه زنجیره عرضه مستقل قرار داریم. اتومبیل‌ها در حال تبدیل شدن به یک روبات خودران هستند. در سال ۲۰۱۶، پیش‌بینی می‌شود که ۱۵۰ میلیون اتومبیل متصل به اینترنت در جهان در حال گردش خواهند بود و این مقدار در سال ۲۰۲۳ به ۸۰۰ میلیون خواهد رسید. پیش از جهش به دنیای نرم‌افزار به‌عنوان یک طرح استراتژیک، شرکت‌ها نیاز به بازبینی ۷ المان کسب‌وکارشان خواهند داشت.

۱٫ واژه محصول به چه معناست؟

در دنیای سنتی یک محصول ترکیبی از اتم‌ها و مولکول‌ها است. اما امروزه کل این پارادایم تغییر کرده است. فرآیند تبدیل بر مبنای خصوصیات و فرمول‌های طراحی بنا شده است. در دنیای نرم‌افزار، محصول بر مبنای کد، یک واسط کاربر (بخش ملموس یک ابزار که کاربر مستقیما با آن سر و کار دارد) و مکانیزم ارسال ساخته می‌شود. چرخه‌های توسعه بسیار متفاوت هستند. چرخه توسعه نرم‌افزار سه تا ۴ برابر سریع‌تر و به مراتب شدیدتر است.

۲٫ چه تاثیری بر توسعه محصول دارد؟

می‌توان یک تیم توسعه محصول نرم‌افزار را به «محله‌هنرمندان» تشبیه کرد. افراد مستعد در نرم‌افزار برنامه‌نویسی خواستار کار با سایر افراد مستعد هستند. فرهنگ نوآوری قوی‌تر و چشم‌انداز واضح‌تر منجر به موفقیت بزرگ‌تر برای شرکت خواهد شد. باید توجه داشت «محله هنرمندان» توسط تکنیک‌های سنتی مدیریت سرکوب نشود. توسعه‌دهندگان خواستار توسعه نگرش‌های جذاب برای حل مشکلات هستند که این امر می‌تواند از طریق توسعه چابک محقق شود. در توضیح توسعه چابک باید بگوییم که نگرشی برای تولید نرم‌افزار است که در آن نرم‌افزار/ محصول به‌صورت مرحله به مرحله و تکاملی تحویل مشتری داده می‌شود و همواره تلاش می‌شود تا رضایت طرف مقابل جلب شود.

همچنین توسعه‌دهندگان نرم‌افزار بسیار مستقل هستند. بهترین توسعه‌دهندگان در این زمینه، شرکت‌ها را به‌جای خدمت‌رسانی به یک شرکت شناخته شده برای گرفتن دستمزد، مکررا و با وفاداری بیشتر برای ایجاد کد منحصر به فرد هدایت خواهند کرد. مدیریت این تیم‌ها نیاز به درک عمیق‌تری از توسعه کدها و گذار از اندیشه‌پردازی در بازاریابی محصول به خصوصیات کدها در توسعه محصول دارد. ارائه این ایده‌ها در ویژگی‌های نرم‌افزاری، به مهارت‌های قوی و منحصر به فرد نیاز خواهد داشت.

۳٫ حفظ و سیر تکاملی محصول. دلالت‌های لازم چیست؟

زمانی که نرم‌افزار در محصولات سنتی به‌کار می‌رود تغییری در چرخه عمر رخ می‌دهد. کد نرم‌افزار یک چرخه عمر کوتاه دارد که اغلب حدود ۵ برابر سریع‌تر از چرخه زندگی محصولات فیزیکی تغییر می‌کند، بنابراین گرچه ممکن است چرخه عمر یک ماشین ۵ سال باشد، نرم‌افزار در این ماشین هر دو سال یک بار نیاز به بازنویسی و به‌روز شدن دارد. در این میان توجه به تغییر ضمانت‌نامه و برنامه‌های ارسال برای رسیدن به سطح رضایت مشتری بسیار مهم و ضروری است.

۴٫ برای یک مدل کسب‌وکار جدید چه چیزی ممکن است؟

شرکت‌های مبتنی بر محصول معمولا در پذیرش نرم‌افزار بسیار محتاط هستند. آنها اغلب نرم‌افزار را به عنوان ابزاری برای بهبود خط تولید موجود خواهند دید، اما در تعریف فرصت‌های جدید کسب‌وکار و مدل‌های عملیاتی موفق نخواهند بود.

بیایید نگاهی به سرویس OnStar بیندازیم. Onstar سرویس ارتباطی و امنیت خودروی جنرال موتورز است. توسعه OnStar می‌تواند کل فروش صنعت اتومبیل و تجربه ارسال را بازتعریف کند. با توسعه سرویس Onstar به رانندگان امکان خرید با تخفیف از فروشگاه‌های فروش محلی داده می‌شود و همین‌طور آنها می‌توانند از این طریق برای رزرو هتل نیز اقدام کنند، این سیستم در نظر دارد از زمانی بیش از ۵۰۰ میلیون ساعت در هفته که مردم آمریکا در خودروهای خود حضور دارند، بهره‌برداری داشته باشند. این سرویس شامل طیف گسترده‌ای از قابلیت‌ها نظیر تشخیص از راه دور، سرویس‌های اضطراری، تشخیص تصادف و پاسخگویی به آن می‌شود.

این سرویس، می‌تواند فراهم‌کننده اینترنت اشیا برای بازتعریف خدمات باشد و می‌تواند پلت‌فرم جدیدی برای ارسال خدمات داخل اتومبیل (مثلا سفارش غذا و دیگر خدمات) باشد.

۵٫ سرمایه‌گذاری در دانش تکنولوژیک.

تکنولوژی با سرعت بسیاری در حال تغییر است. برای همگام شدن با این سرعت، شرکت‌ها نیاز به سرمایه‌گذاری در کنسرسیوم صنعت۲ و آموزش مداوم برای تیم‌هایشان دارند. این امر نیاز به تاکید شدیدتری بر تعامل خارجی و آموزش نسبت به آن چیزی که در بودجه معمول است دارد. ساختارهای پایگاه داده ابری به ایجاد مدل‌های داده بسیاری کمک می‌کنند. استفاده از داده جاری و پایگاه‌های داده غیروابسته در حال بازتعریف تعاریف اولیه داده و ساختارهای موجود هستند. اگر شرکت‌ها نتوانند در جریان اطلاعات بمانند، قطعا دارای شرایط مناسب نخواهند بود.

۶٫ نیازمندی‌های یکپارچگی داده‌ها.

تکنیک یکپارچگی داده‌ها یکی از راه‌های حفظ یکپارچگی داده در پایگاه داده است. این تکنیک از صحت کیفیت داده‌ها اطمینان حاصل می‌کند و کمک می‌کند تا داده‌ها را بدون تغییر و به صورت منحصر به فرد حفظ کنید. از نظر تاریخی نرم‌افزار نیاز به داده‌های بسیار تمیز دارد. با تعریف یادگیری شناختی و شناسایی الگو، سیستم‌های داده کلیدی برای تبدیل شدن به اصلاح‌کننده خود بازتعریف می‌شوند. شرکت‌ها دیگر توسط محدودیت‌های گذشته محدود نمی‌شوند.

۷٫ نیروی سازمانی ایجاد کنید.

مدل نرم‌افزار نیاز به طراحی مجدد مدل کسب‌وکار دارد و با رهبری سازمان شروع می‌کند.

برای درک پیامدها، درس‌هایی از دو مورد کاربردی را با هم مرور می‌کنیم:

• گروه‌های تولیدی به سمت نرم‌افزار حرکت می‌کنند.

در گذشته گروه‌های تولیدی بزرگ (به معنای سازمان با فعالیت‌های تجاری متنوع که اغلب از ادغام چند شرکت تحت نام واحد به وجود می‌آید) در نرم‌افزار سرمایه‌گذاری کرده‌اند و متاسفانه شکست خورده‌اند. به عنوان مثال جنرال الکتریک در سرمایه‌گذاری‌ در GXS (و اکنون Open Text)، سرمایه‌گذاری‌های صنعت اتومبیل در Covisent و شرکت‌های محصولات خانگی در Transora این تجربه را داشته‌اند.

GXS در نتیجه فقدان درک بازار نرم‌افزار، زیر بار قرض رفته بود و پیش از مالکیت OpenText سال‌ها در بازار در تلاش و کشمکش بود. به علاوه سرمایه‌گذاری‌های این شرکت‌ها در Transora و Covisent در ابتدا شکست خوردند که علت آن فقدان درک سازمانی از بازار نرم‌افزار بود. گروه‌های تولیدی بزرگ که به جهش به بازار نرم‌افزار فکر می‌کنند، باید از تاریخ درس بیاموزند تا از شکست‌های گذشته اجتناب کنند.

نرم‌افزار سازمانی (Enterprise Software) اصولا شامل هر سیستم نرم‌افزار می‌شود که برای سازمان‌های بزرگ مورد استفاده قرار می‌گیرد. نرم‌افزار سازمانی بخش ضروری از یک سیستم اطلاعات مبتنی بر کامپیوتر است، خدمات نرم‌افزارهای سازمانی معمولا منجر به ابزارهایی حول محور کسب و کار می‌شود؛ مانند پردازش اطلاعات، پرداخت آنلاین، سیستم‌های حسابداری و…

نرم‌افزار سازمانی یک رابطه بلندمدت است که شامل انتشار و پالایش برنامه، حفظ و تکامل نرم‌افزار و به‌روزرسانی یک سیستم نرم‌افزاری مداوم می‌شود. این یک معامله کوتاه‌مدت نیست. بهترین توسعه برنامه و کدنویسی زمانی رخ می‌دهد که شرکت تکنولوژی قادر به درک نیازمندی‌های خریدار از بازار باشد. زمانی که مشاوران تکنولوژی‌ می‌خرند، در واقع می‌خواهند جایگاه‌یابی
(positioning) نرم‌افزار را بین مشتریان‌شان تقسیم‌ کنند که توانایی این شرکت تکنولوژیک را برای تامین نیازمندی‌های بازار محدود می‌کند. به علاوه، مدل‌های شرکت مشاوره برای حفظ و تکامل به خوبی تعریف نشده‌اند. بنابراین چرا من باور دارم که شرکت‌های مشاوره نباید نرم‌افزار بسازند؟

این سوال مربوط به استعداد نیست. هر دوی این شرکت‌ها دارای مهارت هستند. در عوض این یک تفاوت اساسی در مدل کسب و کار است. اجازه دهید تا بیشتر توضیح دهم. مدل مشاوره بر نیاز ضروری یک مشتری خاص تمرکز دارد در حالی که توسعه محصول در یک شرکت تکنولوژیک یا نرم‌افزاری بر تعریف بلندمدت نیازهای بازار برای تطبیق با نیازهای فردی تمرکز دارد.

تمرکز مدل مشاور صرفا یک تمرکز کورکورانه بر یک مشتری منحصربه‌فرد است؛ درحالی‌که تمرکز شرکت نرم‌افزاری به صورت بلندمدت‌تر بوده و بر المان‌های مهم برای تولید محصول و برای خدمت به کل بازار متمرکز است. زمانی که شرایط بغرنج می‌شود، همواره ضرورت بر اهمیت پیروز می‌شود. در نتیجه شرکت‌های مشاوره‌ای هرگز به اندازه شرکت‌های تکنولوژی در نرم‌افزار توسعه‌ای خوب نخواهند بود. من می‌دانم که هیچ شرکت مشاوره‌ای در فروش نرم‌افزار موفق نبوده است. به چند مثال توجه کنید. طی دهه گذشته شرکت IBM در ادامه تلاش‌هایش برای توسعه خط تولید نرم‌افزارهای مدیریتی و تجاری خود بسیاری از شرکت‌های نرم‌افزاری را خریداری کرده است. من شاهد مالکیت Demandtec، Emptoris، ILOG، Logictools، Sterling Software و Yantra بودم. پنج سال بعد هر کدام از این شرکت‌ها نسبت به همتایان خود کمتر رقابتی بودند. به‌طور مشابه، طی دهه گذشته، Accenture، PWC و WiPro همراه با بسیاری از شرکت‌های نرم‌افزاری کوچک، شرکت‌های نرم‌افزاری را خریداری کرده‌اند که پس از یک‌سال از خرید آنها، شرکت‌های نرم‌افزاری تحت مدیریت مشاوره تلاش می‌کنند تا رقابتی باشند.

پی‌نوشت:

۱٫ نرم‌افزارهای ابری یا Cloud-Based، نرم‌افزارهایی هستند که به‌جای نصب و استقرار روی سرور شرکت‌ها یا سازمان‌ها روی سرور شرکت ارائه‌دهنده خدمات نرم‌افزاری استقرار می‌یابند. کاربران این نوع نرم‌افزارها برای استفاده از نرم‌افزارهای ابری، به سرور شرکت ارائه‌دهنده نرم‌افزار اتصال می‌یابند.

۲٫ کنسرسیوم صنعت یک بازار عمودی متعلق به صنعت است که خریداران را قادر می‌سازد تا کالاها و خدمات مستقیم را از شمار معدودی از شرکا خریداری کنند.

نحوه ایجاد اعتماد در میان کارکنان

یکی از بزرگان دنیای مدیریت خطاب به مدیران ناموفق و ناکارآمد چنین گفته است: «شما در شرکتتان به اندازه کافی به همدیگر اعتماد ندارید که بتوانید موفق شوید.» آنچه در این جمله معنادار نهفته است اینکه یکی از پیش‌نیازهای اصلی برای رسیدن به موفقیت و کامیابی مدیران در  شرکت‌های تحت رهبری‌شان این است که باید قادر باشند بین خودشان و کارمندان از یکسو و بین تمام کارکنان از سوی دیگر، اعتماد متقابل و پایدار ایجاد کنند. این اعتمادسازی ازجمله اولویت‌های اساسی مدیران تازه‌کار و تازه‌واردی است که می‌خواهند در یک مجموعه موفق باشند. در واقع قدرت اعتمادسازی یک مدیر از جمله فاکتورهای متمایزکننده و برتری‌دهنده او محسوب می‌شود که این مساله در مورد مدیران جوان و تازه‌کار بیشتر مصداق پیدا می‌کند، چرا که به خاطرناشناخته بودن نزد کارکنان و عدم برخورداری از پیشینه مدیریتی و سوابق مرتبط با آن به شدت به ایجاد اعتماد بین خود و کارکنان نیاز دارند و در صورت ناتوانی در این امر تداوم حیات مدیریتی‌شان به خطر می‌افتد. با این همه باید دانست که اعتمادسازی در درون سازمان‌ها و میان اعضای تیم‌های کاری، فرآیندی پیچیده و حساس است که در راستای انجام آن باید به نکات و توصیه‌هایی چند توجه داشت که به تعدادی از آنها اشاره می‌شود:

۱) به افرادتان اعتماد کنید تا آنها هم به شما اعتماد کنند

اگر شما هم جزو آن دسته از مدیرانی هستید که به هر دلیل به کارکنانشان اعتماد ندارند و نسبت به آنها سوء ظن دارند بدانید که ادامه این روند نمی‌تواند به اعتمادسازی بین شما و کارکنانتان کمکی کند. بنابراین برای حل این مشکل از خودتان شروع کنید و با اعتماد کردن به کارکنانتان و نشان دادن عملی این اعتماد به آنها، شرایط را به گونه‌ای تغییر دهید که آنها هم به شما اعتماد کنند و بدانید که همیشه این اعتماد است که اعتماد می‌آورد.

) اولویت‌های فردی و شرکتی خود و افرادتان را به اهداف و استراتژی‌های شرکت پیوند بزنید

کارکنان یک سازمان و اعضای یک تیم هنگامی به یک مدیر و رهبر اعتماد می‌کنند که مطمئن شوند او صرفا در راستای اهداف و اولویت‌های فردی‌اش گام برنمی‌دارد و منافع و خواسته‌های افرادش را نیز مد نظر دارد. تنها در صورت وجود و به اثبات رسیدن یک تصویر بزرگ‌تر و جامع است که کارکنان و اعضای یک گروه به دستورات و فرامین رهبر گروه گردن می‌نهند و به او اعتماد کامل پیدا می‌کنند.

۳) کارکنانتان را در جریان نتایج و وضعیت مالی شرکت قرار دهید

یکی از اشتباهات فاحش و مهلک اغلب مدیران تازه‌کار در زمینه نحوه اعتمادسازی با کارکنانشان به این مربوط می‌شود که آنها خواسته یا ناخواسته بسیاری از واقعیات مالی شرکت را از دیدگان کارکنان پنهان می‌کنند و دوست ندارند کارکنان در جریان مسائل مالی شرکت قرار بگیرند، درحالی‌که چه بخواهیم و چه نخواهیم کارکنان خیلی زود و از راه‌های مختلف در جریان مسائل قرار خواهند گرفت و در این حالت است که نوعی بی‌اعتمادی عمیق بین کارکنان و مدیریت جدید شکل می‌گیرد، چرا که کارکنان فکر می‌کنند مدیریت شرکت یا رهبر تیم با آنها روراست و صادق نیست و خیلی چیزها را از آنها پنهان می‌کند. بنابراین اگر می‌خواهید مدیری باشید که کارکنان به او اعتماد کامل و صادقانه دارند، حتما برای اطلاع‌رسانی شفاف در مورد شرایط و دستاوردهای مالی و البته مشکلات و محدودیت‌های مالی برای کارکنان وقت بگذارید و آنها را محرم رازهای شرکت بدانید.

۴) زحمات کارمندانتان را قدر بدانید و به هر بهانه‌ای از آنها ستایش کنید

هیچ چیز برای یک کارمند دلپذیرتر از شنیدن این جمله که «من قدر زحمت‌های تو را می‌دانم» نیست. با شنیدن این جمله از زبان مدیر یک شرکت تمام کارکنان به او اعتماد پیدا می‌کنند، چرا که مطمئن می‌شوند او برای آنها ارزش قائل است و به کمکی که آنها به تحقق اهداف شرکت می‌کنند واقف است و همین ارتباط صمیمانه می‌تواند اعتماد عمیقی بین مدیر و کارکنان ایجاد کند.

۵) حساسیت نسبت به اشتباهات خود را به کارمندان نشان دهید

شما هم مانند هر انسان دیگری دچار اشتباه و خطا می‌شوید، اما باید آن قدر شجاعت داشته باشید که مسوولیت اشتباهاتتان را بپذیرید و به این ترتیب به الگویی مناسب برای کارکنانتان تبدیل شوید. حتی اگر از کارکنان بازخوردی راجع به اشتباهاتتان گرفتید با آنها برخورد خشن نکنید، بلکه درصدد جبران آن برآیید و همیشه به یاد داشته باشید که کارکنان به مدیر شجاعی که اشتباهات خود را می‌پذیرد و در جهت جبران آن گام برمی‌دارد خیلی اعتماد پیدا می‌کنند.

۶) به‌صورت کاملا حساب‌شده و قانونمند در جهت تفویض اختیارات و قدرتتان گام بردارید

اگر می‌خواهید کارکنانتان شما را دوست داشته باشند و به شما اعتماد کامل پیدا کنند بخشی از قدرت و اختیاراتتان را به آنها منتقل کنید و به این ترتیب ضمن سبک‌تر کردن کارهای خود نشان دهید که به آنها اعتماد دارید و کارکنان را آن قدر قابل و توانمند می‌دانید که اختیار تصمیم‌گیری را به آنها تفویض کرده‌اید. در این حالت خواهید دید که آنها برای پاسخگویی مطلوب به این اعتماد شما هر کاری می‌کنند و این یعنی اعتماد متقابل بین مدیران و کارکنان.

۷) عملکرد درخشان هر کدام از کارکنانتان را به‌صورت علنی و برای همه افشا کنید

کارکنان هر سازمانی دوست دارند در ازای عملکرد درخشانشان مورد تشویق و تحسین مدیرشان قرار بگیرند و چه بهتر که این تحسین و تشویق به‌صورت علنی و در برابر دیگران باشد. بنابراین اگر شما هم جزو آن دسته از مدیران تازه‌کاری هستید که اصلا اهل تشویق کردن و تمجید کارکنان نیستند یا ترجیح می‌دهند این کار را به صورت پنهانی و به صورت خصوصی انجام دهند، بدانید که در اشتباهید و باید به هر بهانه‌ای شده کارکنانتان را برابر همکارانشان مورد تشویق قرار دهید، چرا که با این کار در عمل با یک تیر دو نشان را مورد هدف قرار خواهید داد: هم می‌توانید انگیزه کار مضاعف را در کارکنانتان افزایش دهید و هم اعتماد و احترام آنها نسبت به خود را جلب خواهید کرد.

پول الکترونیکی یا دیجیتال چیست؟

از زمان احساس نیاز بشر به مبادله و در نتیجه رواج پول کالایی تاکنون و همگام با پیشرفت های فناوری ، ظهور شبکه پول و انواع کارت های بانکی بطور شگفت آوری متحول شده است . پول الکترونیکی در شرایط کنونی در عرصه بانکداری و نظم بخشی به سیستم اقتصادی ناگزیر از ورود به سیستم بانکداری الکترونیکی بوده و در این میان باید از اینترنت استفاده بهینه شود.طی سالهای اخیر با پیشرفت فوق العاده فن آوری اطلاعات و گسترش دسترسی عمومی به اینترنت روش های پرداخت جدیدی مانند : پول الکترونیکی از سوی بانک ها و سایر موسسات مالی عرضه شده که می رود تا تعریف پول را بیش از پیش گسترش دهد.
گسترش فزاینده استفاده از پول الکترونیکی ، پیامدهای تجاری ، اقتصادی ،سیاسی و اجتماعی قابل ملاحظه ای به همراه دارد. از نظر اقتصادی مهمترین اثرات گسترش نشر پول الکترونیکی بر روی عرضه پول و سیاستهای پولی بانک مرکزی حادث می شود، زیرا پول الکترونیکی باتوجه به ویژگی هایش می تواند جانشین بسیار نزدیکی برای اسکناس و مسکوک تلقی شود .

پول الکترونیکی و ویژگی های آن :
پول الکترونیکی یا پول دیجیتالی ، ارزش پولی واحد های پول منتشره از سوی دولت یا بخش خصوصی است که به شکل الکترونیکی برروی یک وسیله الکترونیکی قرار گرفته و نوعی ابزار مالی الکترونیکی است که حداقل از عهده انجام همه وظایف پول بر می آید از این رو پول الکترونیکی می تواند جانشین بسیار نزدیکی برای پول بانک مرکزی باشد .

به طور کلی فرآوردهای پول الکترونیکی را از نظر فنی می توان به دو دسته تقسیم کرد :

پول الکترونیکی مبتنی بر کارتهای هوشمند و پول الکترونیکی مبتنی بر نرم افزار رایانه ای .

فرآورده های پول الکترونیکی مبتنی بر کارت های هوشمند برای تسهیل پرداخت های با ارزش کوچک در معاملات خرد در روز طراحی شده اند .

ویژگی پول الکترونیکی
مهمترین ویژگی پول الکترونیکی ” فراملیتی و یا بی مرز ” بودن آن است که خود نقش مهمی در اثر گذاری بر سایر متغیر های اقتصادی ایفامی کند ، پول الکترونیکی برخلاف اسکناس و مسکوک و دیگر وسایل مبادله امروزی مستلزم حضور فیزیکی پرداخت کننده و دریافت کننده وجه برای قطعیت پرداخت نیست زیرا موجودی پول الکترونیکی می تواند از طریق شبکه های رایانه ای در همان زمان انتقال یابد .

رابطه بین بانکداری الکترونیکی و تجارت الکترونیکی یک رابطه دو سویه بوده و بانکداری الکترونیکی می تواند از طریق تجارت الکترونیکی قابلیت رشد و توسعه یابد .به گزارش عصر بانک درصورت نبود تجارت الکترونیکی ، بانکداری الکترونیکی به تنهایی کارایی زیادی در سیستم اقتصادی نخواهد داشت . تجارت الکترونیکی در ساعات غیر اداری به کمک بانکها می شتابد تا بصورت خودکار و فعال به گردش مالی خود بپردازند .

با وجود تجارت الکترونیکی ، حجم نقدینگی و گردش خود کار مالی بانکها به شدت افزایش یافته و به چند برابر ارتقاء می یابد . جایگزینی پول الکترونیکی به جای اسکناس و مسکوک می تواند به نفع ناشرین آنها ، مصرف کنندگان و بازرگانان باشد . ناشرین از تامین منابع مالی بدون بهره و یا بهره اندک که از محل باقیمانده موجودی پول الکترونیکی فراهم می شود منتفع خواهند بود. برای تجار نیز پذیرش پول الکترونیکی ، هزینه ها را کاهش خواهد داد. پرداختهایی که از طریق سیستم های انتقال الکترونیکی صورت می پذیرند ، از امنیت بالاتری نسبت به پرداختها به شیوه سنتی برخوردارند . زیرا سیستم های انتقال الکترونیکی وجوه به گونه ای طراحی می شوند که احتمال دستبرد ، سرقت، مفقود شدن ، عدم انتقال و …به حداقل ممکن می رسد . کاهش رفت و آمدهای شهری و به تبع آن کاهش ترافیک و آلودگی محیط زیست از دیگر مزایای استفاده از بانکداری الکترونیکی است تا با استفاده بهینه از آن در فرصتهای بوجودآمده در اقتصاد جهانی سهیم شویم . برای مشتری بانک الکترونیکی مهم نیست که این بانک در کجای جهان قراردارد بلکه او به دنبال دریافت سرویس های مناسب است . بانک الکترونیکی به منزله بانک جهانی است که مشتریان آن قادرند تا در هر نقطه از جهان با هر واحد پولی و با هر انگیزه ای در حوزه های اقتصادی حضوری فعال داشته باشند . با افزایش تعداد مشتریان و تنوع خدمات دیگر امکان انجام خدمت به صورت دستی برای بانکهایی که به شیوه سنتی اداره می شوند ، وجود ندارد .

یکی از مهمترین پیامدهای مثبت گسترش استفاده از پول الکترونیکی افزایش کارایی مبادلات می باشد پول الکترونیکی به چند طریق به کاراتر شدن مبادلات کمک خواهد کرد . به گزارش عصر بانک دات آی آر اولا : ازآنجاکه هزینه نقل و انتقال پول الکترونیکی از طریق اینترنت نسبت به سیستم بانکداری موسوم ( سنتی ) ارزان تر است ، در نتیجه مبادلات را ارزان تر خواهند کرد . ثانیا: اینترنت هیچ مرز سیاسی نمی شناسد ، درنتیجه پول الکترونیکی نیز بدون مرز است. بنابراین هزینه انتقال پول الکترونیکی در داخل یک کشور با هزینه انتقال آن بین کشورهای مختلف برابر است لذا هزینه بسیار بالای کنونی نقل و انتقال بین المللی پول نسبت به نقل و انتقال آن در داخل یک کشور معین به طور قابل توجهی کاهش خواهد یافت .

به نظر می رسد پول الکترونیکی بتواند بر موانعی همچون عدم مقبولیت عامه فائق آمده و با استقبال گسترده ای از سوی مصرف کنندگان و تجار روبرو شود .نتیجه همه این اثرات توسعه فرصت های کسب و کار جدید و گسترش فعالیتهای اقتصادی در اینترنت است ، به طوری که حتی واحدهای اقتصادی کوچک نیز می توانند با مصرف کنندگان همه دنیا کالا وخدمات مبادله کنند .

پیش از هر اقدامی باید توجه اولیه خود را معطوف به فرهنگ سازی و آگاه کردن مشتریان و مسوولان بانکی کرده تا شاهدبه ثمر رسیدن هر نوع سرمایه گذاری و افزایش ارزش افزوده بوده و هرچه سریع تر به توسعه دست یابیم .

منظور از تسهیلات بانکی چیست؟

تسهیلات بانکی همان خروجی های اصلی بانک ها هستند که از طریق آنها نقدینگی های سرگردان جامعه، به مبادی تعریف شده و هدفمند اقتصادی تزریق می شود. بدین معنی که یک بانک با تجهیز منابع (شامل سرمایه و حقوق صاحبان سهام و انواع سپرده ها و یا سایر بدهی ها) آنها را در راستای اهداف از قبل تعیین شده به مصرف می رساند.
به تعبیر دیگر فرض بر این است که یک بانک با ایجاد این دارایی های درآمدزا در پایان هر دوره مالی به سود رسیده و دوباره با استفاده از سودهای انباشته شده و منابع جدید شامل افزایش سرمایه یا ایجاد بدهی های دیگر فعالیت خود را گسترش می دهد. هرچند در بانک های توسعه ای که معمولا با سرمایه دولت ها تشکیل می گردند، رسیدن به اهداف اقتصادی و ملی، از اهمیت بیشتری نسبت به سوددهی بانک برخوردار است.
به لحاظ لغوی کلمه تسهیلات از ریشه سهل کردن (آسان کردن) می آید.

ممکن است پرسیده شود کاربرد این تسهیلات چیست و به چه شکل باعث حمایت از بخش های اقتصادی می شود؟

در زندگی اقتصادی معمولاً موضوع نقدینگی و احتیاج به آن از اهمیت فراوانی برخوردار است.

مثال۱شما وقتی یک کالایی را قسطی از بازار می‌خرید، در واقع فروشنده، خرید کالا را برای شما سهل کرده یا به شما تسهیلات داده است.

مثال۲ اگر پولی را از کسی می‌گیرید به قصد اینکه با آن کار کنید و هر چه سود بدست آمد به نسبتی، بین هم تقسیم کنید، آن طرف به شما تسهیلات داده است. چون شما به تنهایی پول نداشتید.

مثال۳ امکان دارد محصول یک باغ یا زمین زراعی را قبل از برداشت با قیمت ارزانتر پیش‌خرید کنید و وعده کنید آن محصول برای شماست. شما پول دارید و کشاورز برای ادامه فعالیت به پول احتیاج دارد. این فعالیت برای واحدهای تولیدی دیگر هم مصداق دارد.
مثال۴ اصطلاحی به عنوان شرخری(شر خریدن) وجود دارد، یعنی شخصی می آید و یک کار سخت را که شما از عهده آن بر نمی آیید در قبال دریافت مبلغی برای شما انجام میدهد.
به تعبیر دیگر این شر را از شما میخرد. مثلاً چک بی محل از شخصی دارید ولی نمی توانید آنرا نقد کنید و به مشکل برخورده اید. اشخاصی با همین عنوان وجود دارند که از عهده نقد کردن چک بر می آیند.
پس چک را به آنها واگذار می کنید و آنها هم پس از نقد کردن کارمزدی از شما دریافت می کنند. یا از همان اول چک را با قیمت کمتری از شما می خرند (تنزیل می کنند و شما پولتان را میگیرید و می روید).
در این فعالیت بدلیل اینکه شخص وصول کننده چک با استفاده از اعمال خلاف عرف و قانون مثل استفاده از زور و قلدری کردن چک را وصول می کند نمی توان برداشت خوبی از موضوع داشت. اما اگر همین کار در قالب درست مثل خرید دین، تنزیل اسناد یا جعاله انجام شود می توان آنرا فعالیتی قانونی دانست.
مثال۵ اگر شما ملکی را برای مدتی اجاره دهید و حق انتفاع آنرا در مدت مذکور به مستاجر واگذار کنید نوعی تسهیلات به او داده اید. یا اگر همین ملک را به قیمتی اجاره دهید که در مدتی معین حق اجاره و قیمت آن به شما برگردد می توانید آن ملک را به مستاجر واگذار کنید و باز هم به او تسهیلات داده اید.
یکی از همین اهداف، حمایت از بخش صادرات غیرنفتی است که به عهده این بانک نهاده شده است.
قابل ذکر است که در مواردی واژه های دیگری مثل اعتبار، تأمین مالی و وام برای تسهیلات بانکی بکار میرود که با کمی تفاوت از یک جنس می باشند، البته کلمه وام در بانکداری اسلامی صرفاً برای اعطای تسهیلات قرض الحسنه بکار می رود.

دوره آموزشی بانکداری اختصاصی

بانکداری اختصاصی در اروپا و آمریکا قدمتی به اندازه نهاد بانک و چه بسا بیشتر از آن دارد، بدین معنی که مبدأ پیدایش نهاد بانک، وجود افراد و گروه‌هایی بوده که بعنوان مشاور یا مباشر مالی، دارایی‌های یک فرد یا خانوار ثروتمند را اداره می‌کرده‌اند. ظهور فعالیتی بنام بانکداری عمومی یا تجاری، مؤخر بر بانکداری اختصاصی است و مؤسساتی که در بانکداری اختصاصی مهارت و تجربه کسب کرده بودند با گسترش فعالیت‌های خود و اقتباس برخی فعالیت‌ها از کسب‌وکار صرافی، بتدریج قدم به دنیای بانکداری عمومی گذاشتند.

پرسنل بانکداری اختصاصی مهم‌ترین دارایی آن هستند. بنابراین در کلیة سطوح، چه سطوح مدیریتی و چه سطحی که مستقیماً با مشتری سروکار دارد (نظیر مدیرحساب‌ها یا بازاریاب‌ها) عملکرد آن­ها‌ زیر ذره‌بین مشتری خواهد بود و لازم است که آموزش‌های تخصصی لازم در تمامی حوزه­های مرتبط ارائه گردد. چارچوب کلی آموزش­های قابل ارائه در ساختار بانکداری اختصاصی مطابق شکل زیر می باشد.